گفتگوی معرفتی در مورد امام زمان (عج)

 

روزی زنگ آخر که بیکاری داشتیم، با دوستانم نشستم و با هم بحث کردیم. البته نه در اتاقی مجهز به میز و صندلی تمیز و پشت درهای بسته، بلکه در حیاط مدرسه. آن هم در حالی‌که هوا سرد بود. پس از چند لحظه گفت‌وگو، سردی هوا را فراموش کردیم و از صحبت کردن لذت بردیم.

بحث ساده آغاز شد: «چرا دوست و دوست‌یابی اهمیت دارد؟»

اول از همه مریم با حالت جدی، این پرسش را طرح کرد: «چرا انسان نیاز به دوست دارد و چرا به کسی یا چیزی عشق می‌ورزد؟»

لیلا موشکافانه پاسخ داد: «خداوند در وجود انسان نیازها و ویژگی‌های فطری بسیاری قرار داده و چون خدا حکیم است، راه پاسخ‌گویی به هر نیاز را هم به انسان نشان داده. در وجود انسان نیازی به نام نیاز به کمال و خوبی‌ها هست. بر این اساس انسان همواره به دنبال کمال است. گاهی اوقات پاسخ این نیاز، یعنی خوبی‌ها در وجود انسانی والاتر نهفته است. به خاطر همین است که انسان اشرف مخلوقات است. انسان اول که به دنبال خوبی است، می‌کوشد با انسان دوم که صاحب خوبی است، دوست و همراه شود تا شاید بتواند ویژگی‌های او را درون خود پرورش دهد.»

سمانه بحث را دنبال کرد و گفت: «پس دلیل اثرپذیری دوست از دوست هم همین است، یعنی انسان می‌کوشد با کسی که دوستش دارد، آشنا شود. سپس براساس ویژگی‌های نیک او، خود را به کمال برساند.»

مریم دوباره گفت: «پس ما باید خیلی دقت کنیم، چون همیشه نمی‌توانیم انتخابی درست داشته باشیم و اگر در انتخاب درست دقت نکنیم، امکان دارد بر عکس آن‌چه گفته شد، پیش اید. یعنی دوست خوبی را برنگزینیم و از ویژگی‌های نادرست او الگوبرداری کنیم و خود نیز مثل او شویم. در حالی‌که در وجود ما توانایی رسیدن به ارزش‌های والاتر و نیکوتری وجود دارد و انسان استعداد رسیدن به مرتبه‌های متعالی انسانیت را دارد. از این‌رو امام علی (ع) می‌فرماید: بهای وجود شما جز بهشت رضوان نیست، آگاه باشید آن را جز به بهشت نفروشید. پس ما باید دوستی انتخاب کنیم که صاحب خوبی‌ها و زیبایی‌ها و الگویی مناسب برای ما باشد.»

فاطمه با همان ادا و اطوارهای بچه زرنگ‌ها پرسید: «همه که پاکِ پاک نیستند، همه اشتباه‌هایی دارند و ما نمی‌توانیم کسی را برای دوستی پیدا کنیم که همه ویژگی‌ها و خوبی‌ها را داشته باشد.»

بالاخره نوبت به من هم رسید و گفتم: «یک راه وجود دارد و آن این است که دوستی انتخاب کنیم که همه خوبی‌ها را داشته باشد و با زندگی در کنار او، الگوی ما باشد و اگر لایق دوستی با او باشیم، می‌توانیم با توجه به زندگی و رفتار او، اخلاق‌های بد خود را از بین ببریم و اخلاق‌های خوب او را درون خود بپروریم، چون ما او را به خاطر خوبی‌هایش دوست داریم و حتماً می‌توانیم قدری از کمالات او را داشته باشیم. حالا اگر گفتید بهترین دوستی که هم بتواند با ما زندگی کند و هم رسم خوب زیستن را به ما بیاموزد، کیست؟»

سکوت حکم‌فرما شد، ولی خیلی زود شکسته شد و همه به نوعی به جواب رسیده بودیم. سمانه پیش دستی کرد و گفت: «جز امامان معصوم، کسی به کمال نرسیده، آن‌ها هم که در زمان ما زندگی نمی‌کنند.»

فاطمه باز هم مثل برق جهید و گفت: «از نسل پاک آنان یک نفر هست که هم اکنون در زمان ما و میان ما زندگی می‌کند. چرا امام زمان (عج) را نادیده بگیریم؟ او مثل نیاکان خود صفت‌های نیکوی بسیاری دارد. او شاهد اعمال دوست‌دارانش است. او گنجینه‌ای از دانش خداوند است و از کودکی بدون این‌که دلیلش را بدانیم، دوستش داریم.»

لیلا با حالت عجیبی پرسید: «یعنی می‌توانیم با او دوست شویم؟»

گفتم: «بله، خوش‌بختانه ما هنوز نوجوان و جوانیم و هنوز وجودمان آلوده به گناه نشده و وقت بسیاری برای شکوفایی و کمال داریم، البته اگر اشتباه‌های‌مان را از بین ببریم.»

مریم که حالا دیگر چهره‌ای آرام داشت و از بحث راضی بود، گفت: «چه قدر خوب است! می‌توانیم دوستی داشته باشیم که همه خوبی‌ها را دارد و با ما مهربان است و زندگی او مثل ایینه‌ای، رفتارهای ناپسند ما را نشان می‌دهد. افزون بر این خودش خوب است و ما را هم به خدا می‌رساند. ما می‌توانیم به او اعتماد کنیم.»

فاطمه برای این‌که برگِ برنده را رو کند، گفت: «بله، امام زمان (عج) می‌تواند دوست و الگوی ما باشد. پس بیایید با او دوست شویم و از محبت خود نسبت به ایشان بهره بگیریم و اگر دوست هستیم، پیمانی دیگر ببندیم و از گناه‌ها و لغزش‌هایی که ما را از او دور می‌سازد، دوری کنیم، تا هم دوست خوبی داشته باشیم و هم خوبی را دوست داشته باشیم و هم خوب باشیم.»

گفت‌وگوی ما با شعری از حافظ به پایان رسید:

درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد

نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد

 

/ 0 نظر / 3 بازدید