میعادگاه منتظران ( انتظار )

تلخیص متن سخنرانی حضرت آیة‏الله امامی کاشانی به مناسبت نیمه شعبان 1420 در مسجد مقدس جمکران

 بحث انتظار فرج در احادیث فراوان آمده است. سنی و شیعه این مساله را مطرح کرده و هر یک احادیث‏بسیار مهمی در این زمینه نقل کرده‏اند که بنده به یکی دو تا از این احادیث اشاره می‏کنم.

یکی از آن احادیث عبارتست از اینکه:

لانتظار من الفرج

یعنی انتظار بخشی از ظهور امام عصر، علیه‏السلام، است‏یا انتظار مرحله‏ای از فرج امام زمان، علیه‏السلام، است. این به چه معناست؟ اینکه این قدر اهتمام براین امر شده است و انبیای سلف و کتابهای آنها نظیر تورات و انجیل و... جامعه را منتظر ناجی دانسته‏اند و سفارش کرده‏اند که به انتظار مصلح باشید یعنی چه؟

گر چه مسیحیان می‏گویند ما در انتظار مسیح هستیم و یهودیان در انتظار فردی به اسم دیگر هستند; اما بهرحال اینکه سفارش می‏شود منتظر باشید; این خود یک مکتب است.

مکتب انتظار یعنی مکتب احیای دین، مکتب انتظار یعنی مکتب فرج، مکتبی که جامعه را الهی می‏کند. انتظار یعنی آماده بودن. زبان حال منتظر این است که من برخاسته‏ام و در انتظار هستم تا او بیاید، تا تمام افکارش را پیاده کنیم. آماده شدن برای چنین هدفی بسیار مساله مهمی است.

در برخی از روایات ما هست که انتظار فرج معرفت وجود مبارک امام عصر، علیه‏السلام، است. اگر آن حضرت را بدرستی شناختیم منتظر هستیم بنابراین به صرف اینکه بگوئیم و بشنویم و به عنوان جشن میلاد سر و صدا برپا کنیم و کوچه و بازار را چراغانی کنیم و به این امور اکتفا کنیم به ما منتظر و به عملمان انتظار نمی‏گویند. آیا انتظار به این معنی کافی است‏یا انتظار یک فکر است‏یک روحیه خاصه پیدا کردن است؟ انتظار واقعی آنست که افکار ما امام زمانی شود اندیشه‏های ما الهی گردد در آنها یافت نشود مگر اموری که با ملاکها و معیارهای الهی مطابقت داشته باشد و چیزی برخلاف رضای خدا و امام‏عصر، علیه‏السلام، در آن خطور ننماید.

مناسب است که کمی این بحث را بیشتر مورد توجه قرار دهیم. در قرآن کریم در ضمن آیاتی به این حقیقت اشاره شده است که آدم ابوالبشر مسجود ملائکه و محسود شیطان رجیم گشت. سؤال این است که چرا آدم مسجود ملائکه واقع شد؟ قرآن خود در پاسخ می‏فرماید: چون خداوند متعال برای آدم اسماء را تعلیم کرد یعنی آدم خزانه اسماء الهی شد و این اسماء عبارت از حقایق بودند; عبارت از مجموعه ارزشهای معنوی و انسانی بودند که به واسطه تعلیم آنها آدم خصیت‏بسیار والایی پیدا کرد و این معارف از طرف حضرت آدم، علیه‏السلام، بعدها به پیامبر بعدی از او به پیامبر بعد تا به پیامبر اکرم، صلی‏الله‏علیه‏وآله، و بعد از آن حضرت به اوصیای آن حضرت رسید و چون همواره در عالم هستی یک انسان کاملی وجود دارد که دارای این اسماء است; امروزه وجود مبارک امام عصر، عجل‏الله‏تعالی‏فرجه، وارث و خزانه این اسماء است. بنابراین، این اسماء در وجود مقدس آن حضرت است و مجموعه ارزشهای معنوی منادی‏اش امام عصر است. به عبارت دیگر آن حضرت با داشتن اسماء چهره خدا و وجه خدا می‏شود. در سوره مبارکه الرحمن می‏خوانیم:

کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام.

تمام قرا «ذوالجلال‏» خوانده‏اند، و بنابراین «ذوالجلال‏» وصف وجه است; یعنی وجه خداست که دارای جلال و جمال است. وجه خدا یعنی چهره خدا، یعنی صورت خدا، یعنی تمام نور خدا و تمام جلوه خدا.

بنابراین اسمائی که خدا تعلیم کرد و ملائکه سجده کردند به آدم; آن اسماء آن قدر بلند و ارزشمند است که می‏شوند جلال و جمال خدا; یعنی صفات ثبوتیه و سلبیه خدا. بنابراین آن چیزی که باقی است وجه و چهره خداست و آن عبارت از همه ارزشهای الهی است. پس ارزشهای الهی است که باقی است.

امام عصر، علیه‏السلام، مجموعه آن ارزشهاست; یعنی همه حقیقت، همه فضیلت، همه حکمت همه عدالت، همه رحمت، همه رحمانیت و همه آنچه جمال و جلال است، در وجود امام زمان، علیه‏السلام، تجسم یافته است. و ما منتظر چنین کسی هستیم. در قرآن کریم در سوره نور می‏فرماید:

الله نور السموات و الارض مثل نوره کمشکوة فیها مصباح المصباح فی زجاجة الزجاجة کانها کوکب دری.

یعنی نور خدا از مشکوة می‏درخشد; در مشکوة هم چراغی هست، پس نور خدا تابشش از چراغ است، نور خدا به چراغ وارد می‏شود چراغ مشکوة را روشن می‏کند و آن گاه مشکوة جهان را روشن می‏نماید; یعنی خداوند جل و علا نورش در مصباح است و آن مصباح هم در مشکوة قرار داده شده است. به عبارت دیگر نور خدا دو حجاب دارد که یکی مصباح و دیگری مشکوة است‏بعد از آن دو حجاب است که نور خدا قرار دارد، چهره خدا قرار دارد. بنابراین این انسان کامل چهره خداست، وجه خداست که جهان را روشن می‏سازد.

جامعه بشری در انتظار آن وجه خداست; در انتظار او که تمام زیبایی است. لذا جامعه منتظر باید خود زیبا بشود و مظهر خدا گردد تا به وجه خدا بتواند نزدیک بشود.

حالا جا دارد که حساب کنیم که آیا صندوقخانه قلب ما الآن چنین است؟ آیا صفات ما نشات گرفته از جلال و جمال حق است؟ اگر چنین نباشد، یعنی آنچه غالب است هوای نفس باشد و با هوای نفس بودن با امام عصر بودن نمی‏سازد.

امام عصر، عجل‏الله‏تعالی‏فرجه، خداپرست است... اگر ما دنبال شهوت رفتیم; امیر ما شهوت بود و هر جا که خواست ما را برد. یا همراه خشم رفتیم یا دنبال لذات دنیا; یعنی پول و مقام و... رفتیم. آیا باز می‏توانیم بگوییم ما عاشق امام زمان هستیم؟ ما منتظر امام زمانیم؟ اگر جوانان ما اسیر هوی و هوس شدند دنبال هوی رفتند بدیهی است که نمی‏توانند ادعای منتظر بودن بکنند; چون کسی که عاشق امام زمان شد دنبال حق، صداقت و عدالت می‏رود... دنبال نماز بموقع می‏رود. ولی اگر دیدیم من و شما اذان صبح را گفتند ولی به خواب ادامه دادیم آیا با چنین حالی می‏توانیم ادعای دلبستگی به امام عصر، علیه‏السلام، بکنیم؟ جامعه منتظر آنست که وقتی با امام زمان، علیه‏السلام، عهدبست که همواره پیرو او باشد در همه حال رضایت او را مقدم بر همه چیز می‏دارد و هرگز عهدی را که با امام بسته است نمی‏شکند... وقتی افراد جامعه چنین شدند جامعه می‏شود جامعه منتظر.

برطبق روایات این مسلم است که تا جامعه ما جامعه منتظر واقعی نشود امام، علیه‏السلام، ظهور نخواهند کرد بالاخره حداقل باید یک گوشه دنیا منتظر بشوند تا زمینه برای آمدن آن حضرت فراهم گردد.

از مطالعه اوضاع جهان در می‏یابیم که در غرب و شرق عالم امت و جامعه منتظری وجود ندارد; اگر چیزی هست در همین ایران و جوامع شیعی است که کم و بیش دنبال حق و عدالت‏اند. منتهی اگر بنا باشد که شهوات بر دختر و پسر ما حاکم گردد یا حب مقام بر ما حکومت کند و حب جاه ما را به خود مشغول نماید این نمی‏گذارد که جامعه، جامعه منتظر باشد. باید به گونه‏ای خود را بسازیم که همه بطور طبیعی برویم به دنبال امام عصر، علیه‏السلام، تمام وجودمان پر باشد از عشق به آن حضرت و این نمی‏شود مگر با شناختن امام زمان، علیه‏السلام. ما مسؤولیت داریم که امام زمان، علیه‏السلام، را به مردم بشناسانیم تا آنها اخلاق امام عصر، علیه‏السلام، را بشناسند و به سوی آن گرایش پیدا کنند و آن را سرمشق خود قرار دهند. چرا که او جلوه خداست مظهر خداست، هیچ راهی برای خدایی شدن جز تبعیت از او وجود ندارد... آری بودند و هستند افرادی که به ظاهر این عالم اکتفاء نکرده و نمی‏کنند به باطن عالم توجه پیدا می‏کنند لذا آن عالم ربانی عالم آشنای با باطن عالم می‏فرماید: وقتی در حرم سامرا در نماز صبح نشسته بودیم و مشغول نماز بودیم یک مرتبه امام جماعت که یکی از مراجع بودند وقتی «السلام علیکم و رحمة‏الله و برکاته‏» را گفت; دیدم عجیب مضطرب است. لذا شب در مجلس درس عرض کردم موقع نماز صبح بسیار مضطرب بودید مگر چه خبر بود؟

فرمود: وقتی سلام نماز را گفتم ناگهان متوجه شدم که وجود مبارک امام زمان، علیه‏السلام، به طرف سرداب تشریف می‏برند وقتی من عبارت «السلام علیکم و رحمة‏الله و برکاته‏» را ذکر کردم حضرت به من نگاهی کرد و فرمودند: «و علیک السلام و رحمة‏الله و برکاته...» آری او وارث انبیاء و مرسلین است‏با او باید همیشه ارتباط خود را حفظ کنیم. مردی که این مسجد جمکران را بنا نمود یک چنین فردی بود و این مکان مقدس مورد توجه آن حضرت است اینجا باید استغفار و توبه را مغتنم بشماریم اینجا جای توبه و استغفار امام عصر، علیه‏السلام، است...

/ 0 نظر / 27 بازدید