امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و توبه پذیری

بسم الله الرحمن الرحیم

 به گواهی تعدادی از احادیث، غیرشیعیان که باب توبه برآنها بسته شده وتکلیف ازآنها ساقط گشته، دردوران میانی حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف حضوردارند. یعنی تعدادکثیری ازانسان های عصرظهور علی رغم این که تکلیف ازآنها ساقط شده، همچنان سالها به زندگی طبیعی خود ادامه می دهند. درحالی که بر اساس اصول مسلم شریعت، انسان ها تازمانی که به صورت طبیعی درقید حیات هستند، به انجام دادن فرایض وترک محرمات مکلف ومأمورخواهند بود. براین اساس، اگرروایات ازوجودانسان های فاجرو غیر شیعه در دوران میانی حاکمیت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سخن می گویند، پس با ظهورآن حضرت باب توبه برآنها بسته نشده است. روایات یادشده بدین قرارند:

1. امام صادق علیه السلام درروایت صحیحه ای فرمودند:کل ما فی أیدی شیعتنا من الأرض فهم فیه محللّون حتّی یقوم قائنا فیَجبِِیَِِهم طسق ما کان فی أیدیهم و یترک الأرضحرام علیهم حتّی یقوم قائمنا فیأخذ الأرض من أیدیهم و یخرجهم صغرة؛

تمام زمین هایی که در دست شیعیان ما قرار دارد، بر آنهاحلال است تا این که قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند؛ پس او مالیات زمین ها را از آنها می گیردو زمین را در دستشان باقی می گذارد، بر آنها حرام است تا این که قائم ما عجل الله تعالی فرجه الشریف قیام کند. پس او زمین ها را پس گرفته، آنها را ذلیلانه اخراج می کند.

امام باقر علیه السّلام در روایت معتبری فرمودند:

...الأرض کلّها لنا فمن أحیا أرضاًمن المسلمین فلیعمرها و لیؤد خراجها إلی الإمام من اهل بیتی وله ما أکل منها... حتّی یظهرالقائم من أهل بیتی بالسیف فیحویها و یمنعها و یخرجهم منها کما حواها رسول الله صلی الله علیه وآله وسلّم و منها إلّاما کان فی أیدی شیعتنا؛

... تمام زمین برای ماست؛ پس هر مسلمانی که زمینی را احیا کرد، باید آن را آباد کند و مالیاتش را به امام از خاندان من بدهد و بهره هایی که از آن می برد، بر او حلال است... تا این که قائم عجل الله تعالی فرجه الشریف از خاندان من با شمشیر قیام کند. او زمین ها را باز پس گرفته، آنها را از زمین ها اخراج می کند؛ همچنان که پیامبر خدا صلی الله علیه وآله وسلّم چنین کرد، مگر آن چه در دست شیعیان ما باشد.

این احادیث به نحوه مواجهه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با شیعیان در زمان تثبیت حکومت ناظرهستند؛ زیرا سامان دادن امور اقتصادی جامعه، بازپس گرفتن زمین های غصب شده و اخذ مالیات وعوارض برای حکومت بی ثباتی که قدرت و صلابت ندارد و به توان مندی و استحکام دست نیافته، نه امکان دارد و نه اولویت. براین اساس، روایات یادشده، به آغاز نهضت جهانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ناظرنیستند، بلکه گزارش گر اقدامات امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف از ثبات حکومتند. درنتیجه این احادیث بروجود غیرشیعه، حداقل دربخش هایی از دوران ثبات حکومت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دلالت دارند و از این رو نمی توان ظهورامام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را زمان بسته شدن باب توبه و زمان ریشه کن شدن منحرفان دانست. پیامبر اکرم صلی الله علیه واله وسلم نیز می فرمایند:

یجمع عیسی علیه السلام الکتب من أنطاکیّة حتّی یحکم بین أهل المشرق والمغرب ویحکم بین أهل التوراةفی توراتهم وأهل الإنجیل فی إنجیلهم وأهل الزبور فی زبورهم وأهل الفرقان بفرقانهم ؛

و عیسی علیه السلام کتاب های آسمانی را از انطاکیه جمع آوری می کند تا این که میان اهل مشرق و مغرب به وسیله آنها حکم نماید و میان اهل تورات، به توراتشان و میان اهل انجیل، به انجیلشان و میان اهل زبور، به زبورشان و میان اهل قرآن به قرآنشان حکم می کند .

امام باقرعلیه السلام نیز فرمودند:

انّما سمّی المهدیّ مهدیَّاً لانه یهدی إلی أمر خفیّ و یستخرج التوراة و سائر کتب الله عزّوجلّ من غار بأنطاکیة و یحکم بین أهل التوراة بالتوراة و بین اهل الإنجیل بالإنجیل و بین أهل الزبور بالزبور و بین أهل القرآن بالقرآن ؛

همانا مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف، مهدی نامیده شده است، چون به امر پنهان هدایت می کند و تورات و دیگر کتاب های الهی را از غاری در انطاکیه بیرون می آورد و میان اهل تورات، به تورات و میان اهل انجیل، به انجیل و میان اهل زبور، به زبور و میان اهل قرآن، به قرآن حکم می کند.

این دو روایت نیز بر وجود غیر مسلمانان در دوران تثبیت حاکمیت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دلالت دارند؛ زیرا داوری میان اهل مشرق و مغرب، یعنی وجود حکومتی که شرق و غرب عالم را فرا گرفته است؛ هم چنان که داوری آن حضرت در میان معتقدان به ادیان دیگر تنها در سایه تشکیل حکومتی فراگیر امکان پذیر خواهد بود که همگان به احکام آن گردن نهند .

از آن چه گذشت روشن می شود، که در مورد ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دو دید گاه وجود دارد: طبق دیدگاه اول که از مضمونی هماهنگ با ضابطه کلی باب توبه برخوردار است، با ظهورامام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف گام نهادن در مسیر سعادت و جبران کاستی ها هم چنان برای بشر دور افتاده از حقیقت جهان، وجود دارد. دیدگاه دوم، ظهورآن حضرت را باعث بسته شدن باب توبه و پایان یافتن فرصت ها می داند. این دو دیدگاه که در روایات معتبر وجود دارند، با یک دیگر در تعارض اند و مضمون هر کدام نفی کننده مضمون دیگری است.

 

حال برای حل تعارض این دو دسته روایات چه باید کرد؟

 

برای حل این تعارض دوراه وجود دارد:

1. درحدیث اول که در مقایسه با سه روایت دیگر بهترین اسناد را دارد، چنین آمده است:

ایمان کسانی که پیش از قیام به شمشیر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف ایمان نیاورده اند و یا درایمانشان خیری کسب نکرده اند، سودی نخواهد بخشید .

این حدیث را می توان چنین توضیح دادکه میان مرحله ظهورامام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و مرحله قیام به شمشیر آن حضرت، تفاوت وجود دارد. مرحله ظهور که زمان روشن گری و هدایت است، برمرحله قیام مسلحانه تقدم دارد تا هلاک شدگان با دلیلی روشن هلاک گردند و زنده شدگان با دلیلی واضح زنده بمانند:

{لیُهلِکَ مَن هَلَکَ عَن بَیِّنَةٍ و یحیی مَن حَیَّ عَن بَیّنَةٍ}؛

تا کسی که (باید) هلاک شود، با دلیلی روشن هلاک گردد، و کسی که (باید) زنده شود، با دلیلی واضح زنده بماند.

براین اساس، در مرحله روشن گری، تمام تلاش امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف بردعوت و هدایت متمرکز خواهد شدو پایان این مرحله، آغاز صف بندی و جدایی پیروان حق از باطل و رویارویی این دو جبهه است. دراین مرحله آن حضرت دست به قبضه شمشیر خواهند برد. ممکن است تعدادی از کسانی که تا پیش از شروع این مرحله بر باطل خود اصرار داشتند و از ایمان سرباز می زدند ویا درخت ایمانشان خشک وبی ثمر بود، با دیدن برق شمشیرمجازات امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف اظهارایمان کنند. این ایمان غیر واقعی، تظاهر به ایمان و برای فرار از مجازات خواهد بود؛ زیرا در عصر ظهور و در مرحله هدایت و روشن گری تمام شرایط و زمینه ها برای فهم حقیقت و گرایش به آن مهیا خواهد بود و اصرار بر باطل، با وجود چنین زمینه هایی و چرخش ناگهانی و اظهار ایمان و ندامت با مشاهده برق شمشیر مجازات امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تصنعی بود این چرخش و تغییر موضع و حقیقی نبودن ایمان وتوبه را نشان می دهد. البته روشن است که بسته شدن باب تظاهر به ایمان و توبه پذیرفته نشدن ایمان و توبه ظاهری از ویژگی های عصر ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و در مرحله قیام شمشیراست؛ زیرا از عصر پیامبراکرم صلی الله علیه و آله وسلم تا پایان دوران غیبت با کسانی که اظهار اسلام و ایمان کنند، به مانند مسلمانان رفتار خواهد شد و جان و مالشان ایمن خواهد بود. افزون بر روایت یاد شده، دلایل دیگری بر این مطلب نیز می توان اقامه نمود؛ از جمله در حدیث معتبری از امام باقر علیه السلام چنین نقل شده است :

ویح هذه المرجئةإلی من یلجئون غداًإذا قام قائمنا . قلت إنّهم یقولون لو قد کان ذلک کنّا و أنتم فی العدل سواء فقال من تاب تاب الله علیه و من أسرّ نفاقاً فلا یبعد الله غیره؛

وای بر این مجثه! فردا قائم ما قیام کند به که پناه خواهند برد ‍)راوی گوید:) عرض کردم آنها می گویند اگر چنین واقعه ای، ما و شما در میزان عدالت یک سان خواهیم بود. حضرت فرمودند: هرکس توبه کند، خداوند توبه اش را می پذیرد و هر که نفاقش را پنهان سازد، خداوند تنهااورا از رحمت خود دور می کند.

علامه طباطبا یی؛ نیز پس از بیان فلسفه وجوب جهاد که در واقع دفاع از حق حیات انسانیت محسوب می گردد و شرک به خداوند، هلاک انسانیت و مرگ فطرت است، می نویسد:

واز این جاست که هر خردمند هوشیاری متوجه می شودکه سزاوار است اسلام برای پاک سازی زمین از لوث مطلق شرک و خالص ساختن ایمان برای خداوند سبحان، حکمی دفاعی داشته باشد؛ زیرا این آیاتی که گذشت در مورد جهاد، برای از بین بردن شرک علنی وبت پرستی و و اعلای کلمه حق براهل کتاب و وادار ساختن آنها بر پرداخت جزیه بود. با این که درآیات جهاد با افراد یاد شده آمده است که اینها به خدا و رسولش ایمان ندارند و به این حق اعتقاد ندارند. پس اینها اگرچه به ظاهرموحدند، ولی درحقیقت مشرکند و شرک به خدا را پنهان می سازند و دفاع ازحق فطری انسانیت، ایجاب می کندکه آنان بردین حق وادار شوند و قرآن کریم هرچند به صورت صریح، حکمی درباره این دفاع بیان نکرده، لیکن به پیروزی مؤمنان بردشمنان وعده داده واین وعده محقق مگر با وجود امر به چنین جهادی، یعنی جهاد برای توحید خالص. خداوند فرموده است: «هوالّذی أرسل رسوله بلهدی ودین الحقّ لیظهره علی الدّین کلّه ولوکره المشرکون»؛ اوست کسی که فرستاده خود را با هدایت وآیین درست روانه کرد تاآن را بر هرچه دین است فایق گرداند هر چند مشرکان را ناخوش آید. و ظاهرتر از آن، این آیه است:

{وَ لَقَد کَتَبنَا فِی الزَّبُورِ مِن بَعدِ الذِّکرِ أَن الأَرضَ یرِثُهَا عِبَادِی الصَّالِحُونَ}؛

و در حقیقت در زبور پس از تورات نوشتیم که زمین را بندگان شایسته ما به ارث خواهند برد.

و صریح تر از آن این آیه است :

{وَعَدَ اَللهُ الَّذِینَ آمَنَوُا مِنکُم وَ عَمِلوُا الصَّالِحَاتِ لَیستَخلِفَنَّهُم فِی الأَرضِ کَمَا استَخلَفَ الَّذِینَ مِن قَبلِهِم وَلَیَمَکِّنَنََّ لَهُم دِینَهُمُ الَّذِی ارُتَضی لَهُم وَ لَیبَدِّ لَنَّهُم مِّن بَعدِ خَوفِهِم أَمنًا یعبُدُونَنِی لا یُشرِکُونَ بِی شَیئاً}؛

خداوند به کسانی از شما که ایمان آورده و کارهای شایسته کرده اند، وعده داده است که حتماً آنان را در این سرزمین جانشین (خود) قرار دهد؛ همان گونه که کسانی را که پیش او آنان بودند، جانشین (خود) قرار داد و آن دینی را که برایشان پسندیده است، به سودشان مستقر کند و بیمشان را به ایمنی مبدل گرداند (تا ) مرا عبادت کنند و چیزی را با من شریک نگردانند و هرکس پس از آن به کفر گراید، آنانند که نافرمانند. و این سخن خداوند « یعبدونی » یعنی عبادت خالصانه از روی ایمان حقیقی به قرینه این کلام خداوند: « لا یشرکون بی شیئاً » با این که خداوند بعضی ایمان ها را شرک می داند:

{وَ مَا یُؤمِنُ أَکثَرُهُم بِااللهِ إِلاَّ وَ هُم مُّشرِکُونَ}؛

و این وعده خداوند است به این که زمین تصفیه شده و خالص در اختیار مؤمنین قرار می گیرد، روزی که درآن به حقیقت غیر خداوند پرستش نشود .

اگر براساس توضیحات یاد شده بپذیریم که بسته شدن باب توبه به دوران قیام به شمشیر و نه مرحله هدایت و روشن گری مربوط می شود، تعارض از میان روایات رخت بر خواهد بست و اشکالات دیدگاه بسته شدن باب توبه پاسخ مناسب خواهند یافت؛ زیرا :

1. مجموعه احادیثی که بر گشوده بودن باب توبه در عصر ظهور و تلاش امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف برای هدایت انسان ها دلالت داشتند، به مرحله روشن گری و هدایت ناظر هستند؛ در حالی که بسته شدن باب توبه به مرحله قیام به شمشیر مربوط است. پس میان این دو دسته روایت تعارض وجود ندارد.

2 . براساس ضابطه کلی در باب توبه، توبه حقیقی بدون هیچ قید و شرطی پذیرفته می شود و دلیل این که با آشکار شدن نشانه های عذاب الهی و مرگ، فرصت توبه پایان می یابد، واقعی نبودن توبه است. روایاتی که بر بسته شدن باب توبه در عصر ظهور دلالت دارند، با این معیار کلی هم آهنگ هستند؛ زیرا شمشیر مجازات امام مهدی عجل الله تعای فرجه الشریف از مصادیق عذاب الهی است که طبق ضابطه کلی با آشکار شدن نشانه های آن، توبه پذیرفته نمی شود و دلیل پذیرفته نشدن ایمان وتوبه در حال قرار گرفتن در چنین وضعیتی، تصنعی و ظاهری بودن آن است .

3. در پاسخ به اشکال سومی که به دید گاه بسته شدن باب توبه شد، می توان گفت: که این اشکال براین پایه استوار بود که بسته شدن باب توبه برانسان های منحرف عصر غیبت که از هدایت های امام ظاهر بی بهره اند مستلزم بدتر بودن وضعیت آنها از انسان های عصر ظهوراست که از روشن گری های امام ظاهر بی بهره هستند؛ در حالی که طبق تفسیری که برای حل تعارض گفته شد، بسته شدن باب توبه ظاهری و تصنعی برای کسانی است که حضور امام را درک کرده اند و از هدایت های او بهره مند شده اند . افزون براین که برقوم عاد، ثمود و با آشکار شدن نشانه های عذاب الهی باب توبه بسته شد و آنها مشمول عذاب الهی شدند و این مطلب با بسته شدن باب توبه با طلوع خورشید از مغرب هیچ تعارضی ندارد. بنا براین، میان بسته شدن باب توبه بر ستم گران و کافران با قیام بر شمشیر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف که مایه عذاب و نعمت الهی است و بسته شدن باب توبه با طلوع خورشید از مغرب هم هیچ منافاتی وجود نخواهد داشت .

4. اشکال چهارم را نیز می توان چنین پاسخ دادکه حضور غیر شیعیان در دولت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به مرحله روشن گری و هدایت مربوط می شود، نه مرحله قیام به شمشیر .

آن چه برای حل تعارض گفته شد، تفسیری دیگر از نخستین حدیث از چهار حدیثی بود که بر بسته شدن باب توبه با ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دلالت می کردند و از میان این چهار روایت، تنها در حدیث نخست بسته شدن باب توبه مربوط به دوران قیام شمشیرامام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف دانسته شده بود و روایات دیگر از این نکته خالی بودند. می توانیم با معیار قرار دادن حدیث نخست که سندی بهتر از دیگر روایات دارد و از باب حمل مطلق بر مقید، روایات دیگر را نیز به همین معنا حمل نماییم .

تذکر این نکته ضروری است که از بسته شدن باب توبه در دوران قیام به شمشیرامام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نباید خون ریزی و خشونت طلبی آن حضرت را نتیجه گرفت؛ زیرا اولاً هم چنان که در جای خود ثابت شده است، در سایه تلاش های بی وقفه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف و یاران مخلص آن حضرت را دوران روشن گری و هدایت، اکثریت جامعه جهانی که از فطرت های پاک و حق جو برخوردارند، دعوت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را لبیک می گویند و مشتاقانه از سرچشمه زلال هدایت های ایشان خواهند نوشید. تعبیراتی هم چون: «لا یبقی کافر إلّا آمن ولا طالح إلا صلح؛ کافری نمی ماند مگر این که ایمان می آورد و بد کاری نمی ماند مگر اینکه به نیکی ها رو میکند. » این وضعیت عمومی و فراگیررا ثابت می کنند.

ثانیاً بسته شدن باب توبه به اقلیتی از جامعه جهانی مربوط می شودکه علی رغم وجود زمینه های مناسب برای بهره مندی ازهدایت های امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف لجوجانه حقیقت را انکار می کنند و علی رغم مکنونات قلب خود، به ایمان و توبه تظاهر می نمایند. آشکار است که نبود برخورد کوبنده با چنین افرادی پلیدی که جناثت باطن و پلیدی سرشت آنها را می توان از لجاجت و تمردی دریافت که در برابر حقیقت دارند. در دراز مدت ، ثمری جز متزلزل شدن پایه های حکومت مهدوی نخواهند داشت؛ سرنوشتی که تمام حکومت های عادلانه تاریخ به جهت مهیا نبودن زمینه های برخوردرقاطع با خطر نفاق، دچارآن شدند.

به راستی آیا پذیرفته نشدن توبه ظاهری و ساختگی تعدادی حق گریز، یا رها کردن آنها و تباه شدن جامعه سالم فضلیت مداری که کعبه آمال تمام انبیاء و اولیاء بوده و تمام حق طلبان عالم برای تحققش لحظه شماری کرده اند، حکیمانه است؟

1. دومین راه حل برای تعارض روایات یاد شده این است که بگوییم دو روایت نخستی که بر بسته شدن باب توبه دلالت می کردند و یکی از آنها اعتبار داشت، در مقام تفسیر این آیه شریفه بودند:

{یَومَ یَأتِی بَعضُ آیاتِ رَبِّکَ لاَ یَنفَعُ نَفسَاً إِیمَانُهَا لَم تَکُن آمَنَت مِن قَبلُ أَو کَسَبَت فِی إِیمَانِهَا خَیراً}؛

(اما) روزی که پاره ای از نشانه های پروردگارت (پدید) آید، کسی که قبلاً ایمان نیاورده یا خیری در ایمان آوردن خود به دست نیاورده ، ایمان آوردنش سود نمی بخشد .

بی گمان اگر قرآن از بسته شدن باب توبه بر ای مشاهده کنندگان برخی ازآیات الهی سخن می گوید، منظور کسانی نیستند که به دلیل جهل به حقیقت و به تعبیردقیق تر استضعاف، به مرام باطلی دل بسته اند و یا مسیر باطلی را پیموده اند، بلکه موضوع آیه، ویژه کسانی است که پس از تمام شدن حجت و آشکارگشتن حقیقت، از سر عناد و گردن کشی برآیین انحرافی خود اصرار می ورزند و در وادی نیکی قدم نمی گذارند. براین اساس، روایتی که در تفسیر این آیه وارد شده است نیز تنهابه کسانی برمی گردد که با وجود آگاهی از حقانیت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف آن حضرت را انکار می نمایند و یا در ورطه رفتارهای ناشایست فرو می غلطند. در نتیجه با ظهور امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باب توبه تنها برغیرشیعیانی بسته می شودکه در عصرغیبت، حقانیت امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را بسان آفتاب ببیند اما از سر عناد ازآن روی بربتابند. شیعیان آگاهی درعصرغیبت می زیند اما بر صحیفه اعمال خود رفتار نیکی ثبت نمی کنند، نیز چنین هستند. این عده جز اندکی ازجمعیت انبوه عصر غیبت نیستند، شایستگی زیستن در دولت کریمه مهدوی را نخواهند داشت اما افرادی کهنه لجوجانه بلکه جاهلانه به امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف باور ندارند و یا به رفتارهای ناشایست آلوده اند، هم چنان می توانند با تغییر مسیر و جبران گذشته، از چشمه سار زلال مهدوی بنوشند.

 

نتیجه

 

اگر راه حل هایی برای جمع میان این دو دسته از روایات بیان گشت، پذیرفته شود، تعارضی که میان آنها به چشم می خورد، برطرف خواهد شد و هر دو دسته از روایات، ملتزم خواهند بود. اما اگر راه حل یاد شده پذیرفته نشود و تعارض میان آنها پا برجا باشد، ترجیح با روایاتی است که باب توبه را در عصر ظهور هم چنان مفتوح می دانند و علم روایات بشته شدن باب توبه را باید به اهل آن واگذار کرد؛ زیرا فرضیه بسته شدن باب توبه را تنها سه روایت غیر معتبر و یک روایت معتبر تأیید می کنند، اما فرضیه مقابل را علاوه بر هم آهنگی با معیار توبه پذیری در قرآن، پنج دسته از روایات نیز تأیید می نمایید: روایاتی که به توبه پذیری امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تصریح داشتند؛ روایاتی که از دعوت عموم انسان ها توسط امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سخن گفتند؛ روایاتی که بر پاسخ مثبت انسان ها به این دعوت دلالت داشتند؛ روایات طلوع خورشید از مغرب و روایاتی که از وجود غیر شیعیان در دوران میانی حکومت مهدوی سخن می گفتند. این دسته که بر ده ها روایت مشتمل بود، هم به لحاظ کثرت روایات و هم به لحاظ اشتمال بر تعداد بیشتری از احادیث معتبر، بر روایات فرضیه بسته شدن باب توبه ترجیح دارند.

/ 0 نظر / 12 بازدید