جای خالی شبکه جهانی انتظار

 

نگاهی به کمبود و کاستی در دنیای شلوغ و هزار توی ماهواره‌ها

آنان که دوران معاصر را «عصر ارتباطات» نام نهادند. به بیراه نرفته‌اند. گرچه زمان حاضر را «عصر اطلاعات» یا در یک نام‌گذاری تکمیلی‌تر «عصر انفجار اطلاعات!» گفته‌اند. یا از منظری دیگر، این سالیان اخیر را «عصر رسانه» نیز خوانده‌اند. لیکن به نظر می‌رسد عنوان «عصر ارتباطات» از نقطه نظر و دیدگاه فنی و تکنولوژیک و نیز از نگاه اجتماعی و جامعه شناختی و همچنین برپایه علائق فردی و جمعی بشر امروز عنوان بدی نباشد.

اینک هر فرد انسان، صرف‌نظر از این‌که در کدام قاره زندگی می‌کند، رنگ پوستش چیست، درکدامین سرزمین و در زیر چه رنگ پرچمی حضور اجتماعی و شغلی دارد و یا در چه حوزه فرهنگی و اعتقادی به سر می‌برد. می‌تواند بسیار آسان تر از آن‌چه تصور می‌توان کرد، با یک دستگاه تلفن موبایل ساده با هر کسی در هر نقطه جهان تماس بگیرد و پیام بفرستد، و باز بسیار فراتر از آن با یک دستگاه کامپیوتر ساده و وصل به اینترنت، حتی یک اینترنت کم سرعت و کند وضعیت مثل برخی کشورها(!!) صاحب یک رسانه شخصی جهانی شود و با مردم سراسر جهان امکان ارتباط گیری داشته باشد. آیا واقعاً چنین نیست؟ نمونه‌های متعدد از اتفاقات سالیان اخیر، چنین امکانی را کاملا تایید می‌کند. بیاد بیاوریم وبلاگ ساده یک جوان عراقی را که در سه هفته بحرانی مارس و آوریل 2003 در منزل کوچک خود در یکی از محله‌های بغداد، گزارش روز به روز حوادث و وقایع بغداد را در طول حمله آمریکا و کشورهای غربی به رژیم بعثی صدام حسین و اشغال کامل عراق در وبلاگ خود ساعت به ساعت و روز به روز ثبت می‌کرد و پایگاه خبری ساده او به نحوی شگفت، مورد توجه اغلب رسانه‌های قدرتمند و امپراتورهای رسانه ای جهان قرار گرفت و این جوان گمنام عراقی، در سیاه ترین و اختناق آمیز ترین روز های حاکمیت صدام عفلقی، منبع زنده و داغ خبری بخش عمده‌ای از جهان شد و فقط پس از اشغال بغداد، نام و نشان واقعی او مشخص گردید (گرچه شاید چون در ارائه راه نتوانست ـ یا نخواست ـ آن‌طور که مطلوب و مورد علاقه سیاست‌های خبری رسانه‌های غربی باشد، به ادامه فعالیت‌های خبری و گزارشی خود بپردازد، به همان سرعتی که آمده بود، رفت و دیگر کسی از او و وبلاگ معروفش خبری و سراغی نگرفت اما به هر حال نمی توان انکار کرد که فقط در عصر موسوم به ارتباطات است که یک جوان سومی می‌تواند با یک وبلاگ ساده چند هفته در راس هرم اخبار جهان و در سرخط تیتر‌های خبری جهانی حضور داشته باشد.)

این یک امکان مساوی و برابر است برای همه. برای تک تک ما با هر فکر و عقیده و جهتگیری و هدفمندی ... .

اما بحث امروز صاحب این قلم، نه سایت و وبلاگ و حضور اینترنتی، بلکه نگاهی به یک کمبود و کاستی اساسی در دنیای شلوغ و پر تراکم و به شدت متنوع و پیچ در پیچ و هزارتوی ماهواره‌های جهانی است.

بی تردید هزاران شبکه ماهواره‌ای سمعی و بصری، آسمان امواج را در سراسر جهان در اختیار گرفته‌اند و بر مبنای برخی محاسبه‌ها و بررسی‌ها، بیش از دو هزار از این شبکه‌ها در فضای ایران ـ با کارت یا بی‌کارت، قابل دریافت است و با همه محدودیت‌ها و موانع و نقاط کور و غیره و غیره، باز هم سر دستگاه‌ ساده ماهواره‌ای می‌تواند بیش از پانصد شبکه را در اختیار قرار دهد.

البته گرچه نمی‌‌توان انکار کرد که عمده این شبکه ها، از راهبردی شیطانی و غیر الهی تبعیت می‌کنند و تحت برنامه ریزی حاکمیت و امپراتوری‌های شیطانی و باطل مدار حرکت و فعالیت می‌کنند. اما این را نیز نمی‌توان انکار کرد که درصدی قابل توجه از این شبکه‌ها به طرح و ترویج و گسترش پیام‌های دینی و الهی می‌پردازد و این همان مصداق تیغ دو دم است که در دست زنگی مست به آلت قتاله‌ای تبدیل می‌شود که اخلاق و معنویت و شرافت و آزادگی انسانی را به مسلخ می‌برد؛ ولی در دست ماهر و پرتوان جراحی دلسوز به عنصری حیات بخش و نجات دهنده مبدل می‌گردد که امید می‌آفریند و آینده می‌سازد و راه می‌گشاید.

با آن که هم اکنون شاهد تخصصی شدن هر چه بیشتر شبکه‌های جهانی هستیم که ـ خصوصاً در جبهه و سنگر حق ـ برخی به نشر اخبار و تحلیل‌های سیاسی بر حق و عدالت طلبانه و متکی به سیاست‌های اسلام اصیل و ناب و ولایی می‌پردازند (نظیر شبکه‌های خبری مربوط به نظام جمهوری اسلامی ایران مثل پرس‌تی‌وی ـ العالم ـ خبر ایران ـ جام جم‌های 1و2و3 و یا المنار لبنان و ...) و یا به نشر معارف شیعی و اهل بیت توجه ویژه دارند (مثل برخی از شبکه‌های عراقی و لبنانی) و یا به پاسخگویی به شبهات مطروحه از دیدگاه‌های وهابی و تفرقه برانگیز اهتمام دارند (و برخی شان حتی در آمریکا پایگاه و دفتر دارند!) که هر کدام حسب نیات و انگیزه‌ها و خلوص خود، انشاء‌الله پاداش می‌گیرند و موفق و ماندگار، اما و صد اما عجیب است که چرا اثر و ردی از یک شبکه جهانی با موضوع محوری «انتظار» و «فرهنگ انتظرا» و «امام عصر» و ویژگی‌های یک «منتظر واقعی و وظیفه شناس در عصر غیبت» و «عصر نزدیکی ظهور» مشاهده نمی‌شود. اگر هم هست که حداقل این‌جانب ردی و نشانی از آن ندیده‌ام، احتمالا حالت محلی و محدود دارد.

جای خالی این امر به شدت حس می‌شود شاید به صلاح صاحبان رسانه‌های جهانی نباشد که این واقعیت محض را منتشر کنند یا اجازه انتشارش را بدهند اما حقیقت این است که اتفاقاً شبکه‌های خدا محور و دین باور و اسلام گرا و خصوصاً شیعه از علاقمندان و بینندگان و طرفداران گسترده‌ای در سطح جهان برخوردارند که در هیچ آمار رسمی و نظر سنجی علنی بروز و ظهورش نمی‌دهند اما وجود دارد و قابل انکار و کتمان نیست.

پس به نظر بسیار مهمتر و اولویت دارتر می‌رسد که با استفاده از نیرو‌ها، انگیزه‌ها، سرمایه‌ها، امکاناتی که به صورت مجتمع یا پراکنده در این‌جا و آن‌جا در داخل و خارج مرز وجود دارد، به تاسیس شبکه‌ای ماهواره‌ای با مضون محوری «انتظار» و «امام عصر» دست زده شود و مجموعه معارف و علوم مربوط به این موضوع عزیز و مقدس و کلیدی و ضروری به سمع و نظر علاقمندان و نیازمندان و تشنگان حقایق و علوم مهدوی برسد و بر دل مشتاق و عاشق منتظران و به جان آمدگان بنشیند.

اتفاقاً این امر می‌تواند ضمن گشایش یک حرکت و طریق ایجابی و مثبت برای طرح صحیح معارف مهدوی، راه را بر نحله‌ها و فرقه‌ها و دیدگاه‌های انحرافی و غلط و باطل و خرافی ببندد و وظیفه سلبی خود را نیز به نحو احسن به انجام رساند.

در عصر ارتباطات اطلاعات و رسانه‌ها استفاده از ابزار سمعی و بصری جهانی و شبکه‌های ماهواره‌ای گرچه نه تنها راه اما شاید از مهمترین و تأثیر‌گزارترین و نافذ‌ترین راه‌های عرضه و انتقال پیام‌های دینی و الهی و بر‌حق باشد. باید از این وسیله نهایت بهره را برد.

آنان که دوران معاصر را «عصر ارتباطات» نام نهادند. به بیراه نرفته‌اند. گرچه زمان حاضر را «عصر اطلاعات» یا در یک نام‌گذاری تکمیلی‌تر «عصر انفجار اطلاعات!» گفته‌اند. یا از منظری دیگر، این سالیان اخیر را «عصر رسانه» نیز خوانده‌اند. لیکن به نظر می‌رسد عنوان «عصر ارتباطات» از نقطه نظر و دیدگاه فنی و تکنولوژیک و نیز از نگاه اجتماعی و جامعه شناختی و همچنین برپایه علائق فردی و جمعی بشر امروز عنوان بدی نباشد.

اینک هر فرد انسان، صرف‌نظر از این‌که در کدام قاره زندگی می‌کند، رنگ پوستش چیست، درکدامین سرزمین و در زیر چه رنگ پرچمی حضور اجتماعی و شغلی دارد و یا در چه حوزه فرهنگی و اعتقادی به سر می‌برد. می‌تواند بسیار آسان تر از آن‌چه تصور می‌توان کرد، با یک دستگاه تلفن موبایل ساده با هر کسی در هر نقطه جهان تماس بگیرد و پیام بفرستد، و باز بسیار فراتر از آن با یک دستگاه کامپیوتر ساده و وصل به اینترنت، حتی یک اینترنت کم سرعت و کند وضعیت مثل برخی کشورها(!!) صاحب یک رسانه شخصی جهانی شود و با مردم سراسر جهان امکان ارتباط گیری داشته باشد. آیا واقعاً چنین نیست؟ نمونه‌های متعدد از اتفاقات سالیان اخیر، چنین امکانی را کاملا تایید می‌کند. بیاد بیاوریم وبلاگ ساده یک جوان عراقی را که در سه هفته بحرانی مارس و آوریل 2003 در منزل کوچک خود در یکی از محله‌های بغداد، گزارش روز به روز حوادث و وقایع بغداد را در طول حمله آمریکا و کشورهای غربی به رژیم بعثی صدام حسین و اشغال کامل عراق در وبلاگ خود ساعت به ساعت و روز به روز ثبت می‌کرد و پایگاه خبری ساده او به نحوی شگفت، مورد توجه اغلب رسانه‌های قدرتمند و امپراتورهای رسانه ای جهان قرار گرفت و این جوان گمنام عراقی، در سیاه ترین و اختناق آمیز ترین روز های حاکمیت صدام عفلقی، منبع زنده و داغ خبری بخش عمده‌ای از جهان شد و فقط پس از اشغال بغداد، نام و نشان واقعی او مشخص گردید (گرچه شاید چون در ارائه راه نتوانست ـ یا نخواست ـ آن‌طور که مطلوب و مورد علاقه سیاست‌های خبری رسانه‌های غربی باشد، به ادامه فعالیت‌های خبری و گزارشی خود بپردازد، به همان سرعتی که آمده بود، رفت و دیگر کسی از او و وبلاگ معروفش خبری و سراغی نگرفت اما به هر حال نمی توان انکار کرد که فقط در عصر موسوم به ارتباطات است که یک جوان سومی می‌تواند با یک وبلاگ ساده چند هفته در راس هرم اخبار جهان و در سرخط تیتر‌های خبری جهانی حضور داشته باشد.)

این یک امکان مساوی و برابر است برای همه. برای تک تک ما با هر فکر و عقیده و جهتگیری و هدفمندی ... .

اما بحث امروز صاحب این قلم، نه سایت و وبلاگ و حضور اینترنتی، بلکه نگاهی به یک کمبود و کاستی اساسی در دنیای شلوغ و پر تراکم و به شدت متنوع و پیچ در پیچ و هزارتوی ماهواره‌های جهانی است.

بی تردید هزاران شبکه ماهواره‌ای سمعی و بصری، آسمان امواج را در سراسر جهان در اختیار گرفته‌اند و بر مبنای برخی محاسبه‌ها و بررسی‌ها، بیش از دو هزار از این شبکه‌ها در فضای ایران ـ با کارت یا بی‌کارت، قابل دریافت است و با همه محدودیت‌ها و موانع و نقاط کور و غیره و غیره، باز هم سر دستگاه‌ ساده ماهواره‌ای می‌تواند بیش از پانصد شبکه را در اختیار قرار دهد.

البته گرچه نمی‌‌توان انکار کرد که عمده این شبکه ها، از راهبردی شیطانی و غیر الهی تبعیت می‌کنند و تحت برنامه ریزی حاکمیت و امپراتوری‌های شیطانی و باطل مدار حرکت و فعالیت می‌کنند. اما این را نیز نمی‌توان انکار کرد که درصدی قابل توجه از این شبکه‌ها به طرح و ترویج و گسترش پیام‌های دینی و الهی می‌پردازد و این همان مصداق تیغ دو دم است که در دست زنگی مست به آلت قتاله‌ای تبدیل می‌شود که اخلاق و معنویت و شرافت و آزادگی انسانی را به مسلخ می‌برد؛ ولی در دست ماهر و پرتوان جراحی دلسوز به عنصری حیات بخش و نجات دهنده مبدل می‌گردد که امید می‌آفریند و آینده می‌سازد و راه می‌گشاید.

با آن که هم اکنون شاهد تخصصی شدن هر چه بیشتر شبکه‌های جهانی هستیم که ـ خصوصاً در جبهه و سنگر حق ـ برخی به نشر اخبار و تحلیل‌های سیاسی بر حق و عدالت طلبانه و متکی به سیاست‌های اسلام اصیل و ناب و ولایی می‌پردازند (نظیر شبکه‌های خبری مربوط به نظام جمهوری اسلامی ایران مثل پرس‌تی‌وی ـ العالم ـ خبر ایران ـ جام جم‌های 1و2و3 و یا المنار لبنان و ...) و یا به نشر معارف شیعی و اهل بیت توجه ویژه دارند (مثل برخی از شبکه‌های عراقی و لبنانی) و یا به پاسخگویی به شبهات مطروحه از دیدگاه‌های وهابی و تفرقه برانگیز اهتمام دارند (و برخی شان حتی در آمریکا پایگاه و دفتر دارند!) که هر کدام حسب نیات و انگیزه‌ها و خلوص خود، انشاء‌الله پاداش می‌گیرند و موفق و ماندگار، اما و صد اما عجیب است که چرا اثر و ردی از یک شبکه جهانی با موضوع محوری «انتظار» و «فرهنگ انتظرا» و «امام عصر» و ویژگی‌های یک «منتظر واقعی و وظیفه شناس در عصر غیبت» و «عصر نزدیکی ظهور» مشاهده نمی‌شود. اگر هم هست که حداقل این‌جانب ردی و نشانی از آن ندیده‌ام، احتمالا حالت محلی و محدود دارد.

جای خالی این امر به شدت حس می‌شود شاید به صلاح صاحبان رسانه‌های جهانی نباشد که این واقعیت محض را منتشر کنند یا اجازه انتشارش را بدهند اما حقیقت این است که اتفاقاً شبکه‌های خدا محور و دین باور و اسلام گرا و خصوصاً شیعه از علاقمندان و بینندگان و طرفداران گسترده‌ای در سطح جهان برخوردارند که در هیچ آمار رسمی و نظر سنجی علنی بروز و ظهورش نمی‌دهند اما وجود دارد و قابل انکار و کتمان نیست.

پس به نظر بسیار مهمتر و اولویت دارتر می‌رسد که با استفاده از نیرو‌ها، انگیزه‌ها، سرمایه‌ها، امکاناتی که به صورت مجتمع یا پراکنده در این‌جا و آن‌جا در داخل و خارج مرز وجود دارد، به تاسیس شبکه‌ای ماهواره‌ای با مضون محوری «انتظار» و «امام عصر» دست زده شود و مجموعه معارف و علوم مربوط به این موضوع عزیز و مقدس و کلیدی و ضروری به سمع و نظر علاقمندان و نیازمندان و تشنگان حقایق و علوم مهدوی برسد و بر دل مشتاق و عاشق منتظران و به جان آمدگان بنشیند.

اتفاقاً این امر می‌تواند ضمن گشایش یک حرکت و طریق ایجابی و مثبت برای طرح صحیح معارف مهدوی، راه را بر نحله‌ها و فرقه‌ها و دیدگاه‌های انحرافی و غلط و باطل و خرافی ببندد و وظیفه سلبی خود را نیز به نحو احسن به انجام رساند.

در عصر ارتباطات اطلاعات و رسانه‌ها استفاده از ابزار سمعی و بصری جهانی و شبکه‌های ماهواره‌ای گرچه نه تنها راه اما شاید از مهمترین و تأثیر‌گزارترین و نافذ‌ترین راه‌های عرضه و انتقال پیام‌های دینی و الهی و بر‌حق باشد. باید از این وسیله نهایت بهره را برد. 

/ 0 نظر / 5 بازدید