مهدویت در تفسیر المیزان(2)

 

4. مهدویت و فرهنگ انتظار و غیبت

بی شک، ایمان و اعتقاد به امام غایب یا حجت پنهان، مسأله‌ای اساسی است که انتظار حضور وی را هم به دنبال می‌آورد. اگر اولی تضعیف شود، دومی هم وجود نخواهد داشت. علامه طباطبایی در تفسیر آیه 3 سوره بقره

الذین یؤمنون بالغیب

از امام باقر علیه السلام روایتی نقل می‌کند که فرمود:

«من آمن بقیام القائم علیه السلام أنه حق»؛ «فرد مؤمن به قیام قائم و حقانیت او، مؤمن به غیب است».

البته علامه، این را از باب جری می‌داند:

وهذا المعنی مروی فی غیر هذه الروایه و هو من الجری.

همچنین در بخش دیگر، دربار? اهمیت انتظار، خبری از درالمنثور سیوطی می‌آورد:

«... اخرج ابن جریر من طریق حکیم بن جبیر عن رجل لم یسمه قال قال رسول الله سلو الله من فضله فان الله یحب ان یسأل و من افضل العبادة انتظار الفرج»؛ (20) «پیامبر فرمود: از فضل خداوند درخواست کنید که خدا دوست دارد از او درخواست شود و انتظار فرج، از برترین عبادات است».

در بخش دیگر، ذیل آیه93 سوره هود (21) چنین بیان می‌کند: امام رضا علیه السلام در روایتی، انتظار فرج را از مقوله خود فرج خواند؛ لذا خود انتظار، نوعی فرج و گشایش است و موضوعیت دارد (گویی فرد منتظر، به هدف مورد انتظار رسیده است). البته توفیق این انتظار و صبر و عمل را خدا می‌دهد؛ ولی این‌ها از نوع صفات فعلی خدا است.

عن محمد بن فضیل عن الرضا علیه السلام قال سألته عن انتظار الفرج فقال: «أو لیس تعلم ان انتظار الفرج من الفرج؟ ثم ان الله تبارک و تعالی یقول و ارتقبوا انی معکم رقیب ... فقوله عزوجل و ما توفیقی الا بالله ... اقول محصل بیانه علیه السلام ان توفیقه تعالی و خذلانه من صفاته الفعلیه»: (22)

لذا در این کلام، هم به وظیفه انسان دربار? انتظار اشاره می‌شود و هم نیاز دائمی او به خداوند در این را مورد تأکید می‌کند.

همچنین ذیل آیه

فأعرض عنهم و انتظر انهم منتظرون

به دستور خدا به پیامبر، مبنی بر انتظار فتح اشاره می‌کند که دشمنان، منتظر مرگ یا قتل پیامبرند و او منتظر غلبه دادن حق و حق گرایان بر باطل و باطل گرایان:

فلینتظر هو کما ینتظرون حتی یظهر الله الحق علی الباطل و المحق علی المبطل؛ (23)

پس پیامبر، منتظر است؛ همان‌گونه که دشمنان منتظرند (او منتظر است)، تا حق بر باطل، و حق محوران بر باطل گرایان پیروز شوند.

می‌توان نتیجه گرفت انتظار، راهکار و دستوری است که همواره خداوند، پیش روی انبیا و اولیای الهی و پیروان آن‌ها قرار داده است. در این میان، دشمنان هم منتظر و مترصد بودند؛ ولی تفاوت این دو انتظار، آن است که دشمنان، منتظر حوادثی هستند که هرگز به وقوع آن یقین ندارند و نگران آن هستند؛ ولی جبه? حق، متظر تحقق وعده الهی و ظهور حق بر باطل است؛ حتی در انتظار و صبر -که خود موفقیت و عین وظیفه و هدف است ـ به توفیق خداوند دلگرم است.

5. مهدویت، نشانه‌های آخرالزمان و علائم ظهور

علامه طباطبایی; ذیل بعضی از آیات، پس از مطرح کردن تفسیر عقلی خود با توجه به روایات متناسب، مواردی از علائم ظهور را از باب جری بر آن آیات، منطبق می‌کند؛ برای نمونه، در آیه 54 سوره سبأ خداوند فرموده است:

وَحِیلَ بَیْنَهُمْ وَبَیْنَ مَا یَشْتَهُونَ کَمَا فُعِلَ بِأَشْیَاعِهِم مِّن قَبْلُ

؛ «)سرانجام( میان آن‌ها وخواسته هایشان جدایی افکنده شد؛ همان‌گونه که از پیش، با پیروان آن‌ها عمل شد».

وی، معنای آیه را فاصله افتادن بین مشرکان و خواسته‌ها و آمال دنیوی آنان ـ که آن‌ها را پناهگاه خود تصور می‌کردند ـ می‌داند. سپس با اشاره به روایات مستفیضه از شیعه و سنی، جریان خسف بیداء (فرو رفتن سپاه سفیانی در سرزمین بیداء) را از باب جری، به آیه مرتبط می‌داند. از تفاسیر اهل سنت، به درالمنثور سیوطی اشاره می‌کند که در روایتی از اهل سنت ذیل آیه، جریان سفیانی را از قول پیامبر نقل می‌کند:

خداوند سفیانی و همراهانش را وقتی به بیداء می‌رسد، در زمین فرو می‌برد؛ پس هیچ‌کدام از آن‌ها نجات نمی‌یابد، جز یکی که این خبر را برای انسان‌ها نقل می‌کند:

فیسیر الله السفیانی بمن معه حتی اذا صار ببیداء من الارض خسف بهم فلا ینجومنهم الا المخبر عنهم.

همچنین به روایتی از تفسیر قمی اشاره کرده، عبارتی از امیرالمؤمنین علیه السلام ذیل آیه می‌آورد که فرمود:

«فاذا جاء الی البیداء یخرج الیه السفیانی فیأمر الله عزوجل فیاخذ باقدامهم»؛ (24) «وقتی (مهدی) به بیداء می‌رسد سفیانی به سوی او خروج می‌کند؛ پس خدا امر می‌کند (به زمین)، پس (زمین)، آن‌ها را درخود گرفتار می‌کند».

می‌توان گفت: مرحوم علامه، در بحث علائم الظهور نیز مانند مباحث دیگر، روایات مستفیض و قابل اعتماد را مطرح می‌کند و به طور قطع و یقین ـ مانند بعضی از مفسران ـ آیات را بر آن وقایع یا علائم، حمل نمی‌کند؛ اما چون قرآن، در همه زمان‌ها جاری است، در زمان متصل به ظهور مهدی نیز این‌گونه آیات، با وقوع آن علائم، جریان دارد و مصداق می‌یابد. در واقع، نگاه کلی‌نگر علامه، باعث می‌شود نوعی سنت الهی دربار? مشرکان و اغراض و آمال آن‌ها را مطرح و در زمان‌های خاص نیز آن سنت‌ها را جاری بداند.

برای نمونه، در تفسیر آیه 5 سوره اسراء (25)، بیان می‌نماید که احتمالاتی در تحقق این وعده الهی داده شده است و در تفسیر البرهان از قول امام صادق علیه السلام به گروهی اشاره می‌شود که قبل از قیام قائم، توسط خدا برانگیخته می‌شوند و مخالفان اهل بیت: را شناسایی و دستگیر می‌کنند. علامه، سپس با اشاره به روایات دیگر، اساس این وقایع را تکرار حوادث بنی‌اسرائیل در امت اسلام می‌داند (26)؛ بدین معنا که شبیه این وعده‌ها و حوادث، در قوم بنی اسرائیل واقع شده است.

نشانه‌های آخرالزمان

همان گونه که اشاره شد، علامه طباطبایی از روایات ملاحم نیز نمی‌گذرد. هر چند دربار? این روایات، بحث‌های سندی و دلالی وجود دارد، علامه با همان روش کلی خود، پس از مقدمه سازی، به آن‌ها اشاره می‌کند؛ لذا ذیل آیات سوره آل‌عمران -که پیش از این اشاره شد ـ شرایط فعلی امت اسلامی را منطبق بر روایات ملاحم می‌داند و بر این اساس، جامعه فعلی را دارای قابلیت‌های لازم برای تحقق وعده‌های الهی نمی‌داند:

و یستفاد بالامعان فی التدبر فیها تفاصیل الرذائل التی تنبئ الآیه ان المجتمع الاسلامی سیبتلی بها (27)؛

بادقت در آن روایت، تفصیل ناپاکی‌هایی که آیه، از ابتلای جامعه اسلامی به آن‌ها خبر می‌دهد، روشن می‌شود.

وی به طور مفصل روایاتی می‌آورد که اشراط الساعة را مطرح می‌کند و در گفت و گویی بین سلمان و پیغمبر اکرم6، به حوادثی اشاره می‌کند؛ از جمله:

خیانت در امانت، تصدیق دروغگو، تشبه زنان به مردان و برعکس، گسترش آلات لهو و لعب، امر به منکر و نهی از معروف، ذلت مؤمنان، گسترش ربا و رشوه، کاهش و نامنظم شدن باران.

در پایان این بخش، علامه با وجود پذیرش تحریف و دسّ در آن روایات، برای استحکام بخشیدن به بحث و رد این مطلب که روایات ملاحم قابل استناد نیست، به کثرت آن روایات و توالی وقوع خارجی آن حوادث و صحت نسبت کتب ملاحم به مؤلفان و قدمت آن‌ها و کثرت نقل از کتب اشاره می‌کند:

و قد اشتملت علی تعدادها عدة من اخبار ملاحم آخر الزمان المرویة عنه النبی6 و الائمه من اهل بیته: و هی علی کثرتها و من حیث المجموع و ان کانت لاتسلم من آفة الدس و التحریف إلا ان بینها اخباراً یصدقها جریان الحوادث و توالی الوقایع الخارجیة و هی اخبار مأخوذه من کتب القدماء المؤلفة قبل ما یزید علی الف سنة من هذا التاریخ أو قریبا منه و قد صحت نسبتها الی مؤلفیها و تظافر النقل عنها.

وی عدم وقوع آن حوادث در زمان تألیف آن کتب و غیرمنتظره بودن آن‌ها برای مردم آن زمان را یکی از قرائن صحت و عدم جعل مطلق آن‌ها معرفی می‌کند:

علی انها تنطق عن حوادث وقائع لم تحدث ولم تقع فی تلک الآونه و لا کانت مترقبة تتوقها النفوس التی کانت تعیش فی تلک الازمنة فلا یسعنا الا الإعتراف بصحتها و صدورها عن منبع الوحی؛

علاوه برآن که این اخبار، از وقایعی حکایت می‌کند که پیش تر ذکر نشده و در زمان صدور اخبار، واقع نشده است و افرادی که در آن زمان زندگی می‌کردند، توقع آن حوادث را نداشتند؛ پس چاره‌ای جز اعتراف به صحت آن‌ها و صدورشان از منبع وحی نداریم.

6. مهدویت و ماهیت جامعه آرمانی دینی

 

صاحب المیزان، بر اساس آیات قرآنی، جامعه آرمانی را دارای مؤلفه‌های زیر می‌داند:

الف. تسلط صالحان بر زمین که وارث آنند

علام? بزرگوار، ذیل آیه 55 سوره مبارک نور (29) با بیان دو احتمال در مورد استخلاف، یکی از آن دو را می‌پذیرد و نتیجه می‌گیرد مقصود این آیه تسلط انسان‌های شایسته بر زمین است، سپس آیاتی را به عنوان شاهد مطرح می‌کند از جمله، آی?:

إن الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العاقبة للمتقین

؛ (30) «همانا زمین، از آن خداوند است و آن را میراث هر کس از بندگانش که بخواهد، قرار می‌دهد و پایان کار، از آن پرهیزکاران است.»

و نیز این دو آیه:

أن الارض یرثها عبادی الصالحون

(31)؛ «زمین را بندگان شایسته من به ارث می‌برند».

فاوحی الیهم ربهم لنهلکن الظالمین و لنسکننکم الارض من بعدهم

(32)؛ «پس پروردگارشان به ایشان وحی فرستاد که به طور قطع، ستمکاران را هلاک خواهیم کرد و بعد از ایشان، شما را در زمین سکونت خواهیم داد».

مفسر گرانقدر، با بیان سرگذشت اقوام گذشته، به این نتیج? کلی می‌رسد که افرادی دارای ایمان و عمل صالح، جانشین اقوام ظالم پیشین می‌شوند. بر این اساس، جامعه آرمانی، جامعه‌ای است که در آن، مؤمنان واقعی که عمل صالح دارند، دارای تسلط و اقتدار و برتری در زمین باشند و گروه ظالم و گناهکار، هیچ‌ نمودی در آن نداشته باشند.

ب.فراگیر بودن اعتقادات دینی مورد پسند الهی

علامه، بر اساس آیة شریف

و لیمکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم

‌ (33) می‌گوید: تمکین، کنایه از اثبات است و تمکین دین، بدان معنا است که در جامعه، به آن، عمل شود و معارفش مورد اعتقاد همه باشد و اختلاف و تخاصم در آن پیدا نشود. وی منظور از این دین را اسلام می‌داند. علاوه بر آن، این نکته را بیان می‌کند که در آیه، برای نشان دادن هماهنگی آن با فطرت انسان‌ها، دین را به مردم نسبت داده است؛ لذا در جامعه آرمانی، دین فطری تمام انسان‌ها را مجذوب خود خواهد کرد و خود به خود، فراگیر خواهد شد.

ج. امنیت

ولیبدلنهم بعد خوفهم امنا

جامع? آرمانی، جامعه‌ای است ایمن که در آن، مردم، امنیت را مدیون خداوند هستند. این امنیت، در ابعاد مختلف آن مورد نظر است. از کلام علامه در این بخش و دیگر مباحث اجتماعی، بر می‌آید که وی، امنیت را عام و شامل امنیت اقتصادی و فکری و اعتقادی نیز می‌داند؛ لذا همان‌گونه که در ادامه آیه آمده، امنیت کامل، زمانی است که جامعه، با کمال آرامش، با اعتقاد خود زندگی کنند و شرک وجود نداشته باشد (لایشرکون بی شیئا). در واقع، هرگونه مصلحت‌سنجی در اعمال دینی و ترس و تقیه و پنهان‌کاری، منافی امنیت است؛ لذا در جامعه آرمانی، تمام این موارد رفع می‌شود و عبودیت فردی و اجتماعی در کمال آزادی و امنیت واقع می‌شود.

د. خداپرستی خالص

همان‌گونه که گفتیم، امنیت جامعه ـ بر اساس یک احتمال که علامه در تفسیر آیه داده‌ است ـ از رفع شرک و خداپرستی خالص نشأت می‌گیرد؛ ولی می‌توان این خلوص جامعه از شرک را مؤلف? جدایی برای جامعه آرمانی به حساب آورد. مرحوم علامه، با رد نظراتی که تفسیر آیه را منحصر به صدر اسلام، یا افراد و گروه‌های خاص می‌دانند، می‌گوید: جامعه‌ای با این فضیلت و قداست، از زمان بعثت رسول اکرم6 تاکنون محقق نشده است و اگر مصداقی پیدا کند، در زمان مهدی(عج) است و اگر خطاب آیه را متوجه جامعه صالح بدانیم، با توجه به اخبار متواتری که دربار? حضرت مهدی(عج) وجود دارد، تنها همان مصداق را دارد و اگر حق معنای آیه را در نظر بگیریم و تعصبات را کنار بگذاریم، آیه، تنها با اجتماعی که به وسیله ظهور مهدی(عج) منعقد می‌شود، قابل انطباق است.

فالحق ان الآیة ان أعطیت حق معناها لم تنطبق الاعلی المجتمع الموعود الذی سینعقد بظهور المهدی.

پس از آن، در بحث روایی نیز روایاتی می‌آورد که آیه را از باب جری و تطبیق بر زمان ظهور، منطبق کرده‌اند.

به طور کلی، چنین می‌توان گفت که مرحوم علامه، جامعه آرمانی را جامعه‌ای خالی از شرک و دارای خداپرستی خالص می‌داند که در آن مؤمنان واقعی، بر زمین تسلط دارند. از نظر ذهنی و با نگاه فرضی، می‌توان هر جامعه‌ای که آن خصوصیات را دارد، جامعة آرمانی دانست؛ ولی در واقع و حقیقت خارجی، تنها در زمان ظهور حضرت مهدی(عج) محقق خواهد شد. (34)

7. مهدویت، نظام انسانی و پایان تاریخ با حاکمیت اسلام

علامه بزرگوار، در بخش‌های مختلف تفسیر خویش، به خصوصیات نوع انسان و جوامع انسانی می‌پردازد؛ از جمله دربار? گرایش نوع انسان به صلاح و رفع فساد و ظلم، اشاره می‌کند که مطابق فطرت آن‌ها است؛ اما گاهی در اثر عوامل محیطی و سلطه منحرفان و مستکبران، آزادی فکری و فطری انسان گرفته شده و غبار بر آن نشسته است.

ولی بر اساس وعده‌های الهی در کتب آسمانی، سرانجام، جهان پرهیزکاران و صالحان فرا می‌رسد و حلقه‌های تاریخی، به گونه‌ای به هم می‌پیوندد که دین توحیدی ـ که مطابق فطرت و خواستار شایسته سالاری است ـ حاکم می‌شود. این، همان اسلام است که پس از ایجاد انگیزه و آمادگی عمومی و جهانی و رسیدن مردم عالم و جوامع بشری به بلوغ فکری، بر تمام جهان، غالب می‌شود؛ لذا انحرافات تاریخی، در اثر اشتباه در تطبیق خواسته‌های فطری است، نه از جهت بطلان فطرت و غایتی که نظام صنع و ایجاد الهی در جهان دنبال می‌کند. دین اسلام نیز در راستای تحقق این غایت و عاقبت، به آزادی فکر و واقع اندیشی انسان کمک می‌کند و بر آن تأکید دارد. البته این آزادی فکر، باید پس از عرضه بر کتاب خدا و همراه تدبر باشد.

و منه یظهر ان هذا الدین کما یعتمد بأساسه علی التحفظ علی معارفه الخاصه الالهیه کذالک یمسح للناس بالحریة التامه فی الفکر...»

دین (اسلام)، همان گونه که برحفظ معارف خاص الهی خود، تأکید دارد به آزادی کامل فکری مردم ارج می‌نهد.

... و قال تعالی «و العاقبة للتقوی» فهذه و امثالها آیات تخبرنا ان الاسلام سیظهر ظهوره التام فیحکم علی الدنیا قاطبة ... و ذلک انک عرفت ان الإسلام بالمعنی الذی نبحث فیه غایة النوع الإنسانی و کماله هو بعزیزته متوجه الیه یدل علی انها متوجهة الی غایات مناسبة لوجوداتها یسوقها الیها نظام الخلقه و الانسان غیر مستثنی من هذه الکلیه... و انما تحتاج السنن الاجتماعیه فی ظهورها و رسوخها فی المجتمع الی عزائم قاطعة و همم عالیة من نفوس قویة. لاتذعن بان الدهر قد یسمح بالمراد و المسعی قد یخیب:

خلاصه این کلام علامه، همان است که گفته شد که اسلام، به هر دو نوع بهره و سلوک دنیوی و اخروی انسان توجه دارد و مطابق فطرت کمال‌خواه انسان است. براساس آیات، عاقبت از آن پرهیزکاران و مؤمنان است؛ ولی رسیدن به این غایت، نیاز به همت و عزم قطعی و آمادگی نوع انسانی دارد که شایستگان، آن را فراهم می‌کنند.

در جمع علامه، کل نظام هستی را دارای مسیری به سوی صلاح وشایستگی می‌داند که انسان و جامعه انسانی هم در همین نظام و تحت همین قانون قرار دارد. مجموعه متون غنی دینی، آمادگی جوامع و انسان‌های متفکر و شایسته رهبری و در رأس آن ها، اراده الهی، حلقه‌های تاریخی را به سوی آن، پیش خواهد برد.

/ 0 نظر / 13 بازدید