چشم اندازی بر برخی از آسیب‏های تربیتی مهدویت

مهدویت سرچشمه هر خیر و جلوه گاه همه نیکی‏ها و زیبایی‏ها، چشم اندازی زیبا به جهان آینده و رمز پیروزی و استمرار انقلاب اسلامی ایران است. این اعتقاد از توانمندترین عوامل رشد و بالندگی یک جامعه است که آن را از غلتیدن در فسادها و تباهی‏ها حفظ می‏کند. به هر حال زنده ماندن، بالندگی و بقای اسلام و شیعه در گروِ این حقیقت بزرگ است.

از سوی دیگر، اهمیت و جایگاه والای فرهنگ مهدویت در آینده تاریخ و اهمیت حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) به عنوان تنها معارض در برابر جهانی سازی، دشمن را به گونه‏ای خیلی جدی به صحنه نبرد و مبارزه کشانده است. در همین راستا صهیونیست‏های مهدی ستیز با هم‏دستان خود با تهیه ده‏ها فیلم و نمایشنامه، آهنگ و سی‏دی‏های گوناگونی تلاش کرده‏اند تا چهره حضرت مهدی(عج) را تخریب کنند و چهره‏ای بسیار خشن، مخرب و وحشت‏زا از آن حضرت ارائه دهند. آنان با برنامه ریزی بسیار دقیق براساس مبانی روانشناختی و جامعه شناختی برای 200 سال آینده طرحی منسجم، اصولی و حساب شده و منطبق با مراحل مختلف رشد و ادبیات خاص هر دوره دارد. فعالیت‏های آنان از چنان گستردگی در جهان برخوردار که حتی کشورهای اسلامی از جمله کشور اسلامی ما هم از این تهاجمات مصون نمانده است. (بلخاری ـ 1379)

اهمیت مسئله، نگارنده را بر آن داشت که با دید آسیب‏شناسی، به تحلیل موضوع مهدویت بپردازد. آن چه مسلّم است این است که تاکنون نتوانسته‏ایم به اندازه توانمان جامعه ولایت مدار را به مصداق آیه ®لایکلف الله نفسا الا وسعها(1)¯ تربیت کنیم. این نوشتار بر آن است تا درباره آسیب‏شناسی فعالیت‏های فرهنگی در حوزه مهدویت تحلیلی ارائه دهد که قطعا بی‏نیاز از تیغ نقادی نمی‏باشد. امید است با طرح موضوعاتی از این گونه شاهد تحولی بنیادی در ساختار آموزشی و فرهنگی برنامه‏های مهدویت باشیم و با نهادینه سازی این فرهنگ متعالی، زمینه برپایی حکومت جهانی حضرت مهدی(عج) را فراهم سازیم.

در پایان لازم است که تقدیر از زحمات همه متعهدان و دلسوزانی که خردمندانه و با آگاهی لازم نسبت به مباحث و با بهره‏گیری از آخرین دستاوردهای علمی به فعالیت در این زمینه پرداخته‏اند تقدیر کنم. هم چنین متذکر این نکته شوم که با توجه به موضوع، در این مقاله بیش‏تر به نقطه ضعف‏ها و آسیب‏ها پرداخته شده است. گرچه همگان بر این مسئله واقفند که حرکت‏های بسیار خوب و امیدوارکننده‏ای در این زمینه آغاز شده است که امیدواریم همه این عزیزان در انجام رسالت‏های مهدوی خود، همچنان موفق باشند.

پیشینه بحث

پژوهش در زمینه آسیب‏شناسی مهدویت، عرصه‏ای جدید و بدون پیشینه تحقیقیِ در خور توجه است. از این رو این نوشتار، تنها مقدمه‏ای در این باب است و نگارنده امید دارد تا با انجام چنین پژوهش‏هایی باب تحقیق و پژوهش در این مبحث بیش‏تر گشوده گردد. چرا که هنوز تحقیق نظری یا میدانی در خور توجه، معتبر و جامعی در این‏باره وجود ندارد. متأسفانه علاوه بر این که پژوهشی نظام‏مند و بنیادین در این زمینه نداریم، از پژوهش‏های تجربی و میدانی که بتواند بیانگر وضعیت موجود مهدویت در کشور باشد، نیز بی‏بهره می‏باشیم. تحقیقاتی هم که صورت گرفته، عمدتا بی‏نظم و غیرنظامندند و پژوهشی که تحلیلی، موشکافانه و برخوردار از شیوه‏های ارزشیابی باشد وجود ندارد.

1 . مفهوم آسیب‏شناسی

آسیب، عاملی است که سبب اختلال، ناهنجاری و آفت در پدیده‏ها می‏شود و آسیب‏شناسی به معنای بازشناسی اختلال‏های مفهومی و مصداقی بحث است. این اختلال‏ها ممکن است در اثر ناکارآمد بودن و ضعف روش‏های پیام‏رسانی و یا محتوای پیام باشد. بعضی از عوامل به صورت مستقیم در ایجاد این اختلال‏ها دخیل بوده (مثل ضعف در محتوا) یا ممکن است به جهت عواملی غیرمستقیم این مسئله رخ داده باشد. به هرحال باید هم اختلال‏ها بازشناسی شود و هم علل ایجاد این اختلال‏ها، که به مجموع این‏ها آسیب‏شناسی گویند.

2. مفهوم تربیت

صاحبنظران تعلیم و تربیت تعریف‏های متعدد و گوناگونی از تربیت ارائه داده‏اند که در این نوشتار، تنها به آخرین تعریفی که در این حوزه به عنوان یک تعریف قابل قبول مطرح است بسنده می‏کنیم و آن عبارت است از: ®حرکت از وضع موجود به سمت وضع مطلوب¯.

مفهوم آسیب‏شناسی مهدویت

هرگاه مفاهیم و آموزه‏های مهدوی در دین مورد بدفهمی قرار گیرد یا به صورت نابجا القا شود، آسیب‏های چشم‏گیری در این حوزه آشکار خواهد شد. به عبارت دیگر منظور از آسیب‏شناسی مهدویت، این است که کج‏روی‏ها و کج اندیشی‏هایی که تا به حال در این مقوله صورت گرفته است، مورد بازشناسی قرار گیرد تا نهایتا مفاهیم و دیدگاه‏های مهدوی در دین به دور از اختلال‏های مفهومی و مصداقی یاد شده بازشناسی شود.

اهمیت آسیب‏شناسی مهدویت

ثمربخشی تلاش دست اندرکاران و مروجان فرهنگ مهدویت، به آسیب‏شناسی مهدویت؛ یعنی شناخت و تحلیل موانع جریان مهدویت و تبیین چگونگی برخورد مؤثر با این عوامل، بستگی دارد.

تربیت مهدوی در مفهوم خاص آن: ®مجموعه تدابیر و اقدامات سنجیده و منظم فرهنگی برای پرورش و تقویت ایمان و باورهای مهدوی¯ در مخاطبان است. و برای رسیدن به این هدف والا به دو عامل برنامه‏ریزی و آسیب‏شناسی نیازمندیم. از سوی دیگر، اهمیت، اولویت و ضرورت انکارناشدنی تبیین و ترویج فرهنگ مهدویت در نظام دینی، ضرورت توجه به بحث را دوچندان می‏کند.

هم‏چنین باور به حقانیت بحث و رویکرد جدی نسل جوان برای پذیرش باورهای مهدوی و گرایش به آن، همه دست اندرکاران را وامی‏دارد تا برای افزایش ثمربخشی این فرایند و نهادینه سازی فرهنگ مهدویت و یافتن راهکارهای مناسب بر تلاش خود بیافزایند .

باید این نکته مهم را یادآور شد که دست‏اندرکاران امر فرهنگ مهدویت با وجود تلاش زیاد برای تبیین و ترویج این فرهنگ، با ناکامی‏ها و بن بست‏های بسیاری روبه‏رو بوده است. البته بسیاری از این ناکامی‏ها برمی‏گردد به کج روی و کج‏اندیشی‏هایی که در این حوزه توسط برخی از مروجان این فرهنگ صورت گرفته است. از این‏رو جا دارد که به جد به شناختن این کجروی‏ها و کج اندیشی‏ها اقدام گردد. به بیان دیگر باید به پیرایش و تهذیب مفاهیم و مصادیقی که تا اکنون وارد این فرهنگ شده است پرداخت. در غیر این صورت هرگونه برنامه ریزی برای نهادینه سازی این فرهنگ، بی‏نتیجه خواهد بود. کسانی که بدون توجه به بحث آسیب‏ها وارد عمل می‏شوند، هم‏چون باغبانی می‏مانند که بدون توجه به آفت‏ها، مشغول کشت و کار شود که قطعا در این صورت این کشت و کار ثمره‏ای برای او نخواهد داشت.

در اهمیت این مسئله همین بس که مولای متقیان حضرت علی علیه‏السلام می‏فرماید: ®المصیبة بالدین اعظم المصائب ؛ بزرگترین مصیبت، آفت در دین است¯(2). آری وقتی دینداری فرد دچار آفت شود، این بزرگ‏ترین مصیبت است.

بهرحال شناخت آسیب‏ها و عوامل ایجاد کننده آن می‏تواند دست مایه خوبی برای پیش‏گیری از آفت زایی در دین و دینداری شود. در پایان جا دارد که در این بخش از نوشتار به نکته بسیار حکیمانه امیر بیان حضرت علی علیه‏السلام توجه شود که فرمود:

من لم یعرف مضرّة الشی لم یقدر علی الامتناع منه

هرکس آفت چیزی را نشناسد، قادر به خودداری و پیشگیری از آن نیست.

نشانه‏های آسیب مندی در مهدویت

شناخت علل و عوامل آسیب زا، در حوزه مهدویت بدون توجه به نشانه‏های آسیب مندی، کاری ناقص است. به بیان دیگر، باید نشانه‏های آفت زدگی را در فرد یا جامعه مشاهده کنیم، سپس به دنبال یافتن علت و عامل آفت زدگی باشیم که در این صورت با اهتمام بیش‏تری در پی آفت زدایی خواهیم بود. از این‏رو توجه به بحث آسیب مندی، ضروری به نظر می‏رسد باید به وجود نشانه‏های آفت زدگی در دینداران و مسلمانان در حوزه مهدویت، به یقین برسیم.

در این بخش، نگاهی کلی به نشانه‏ها آسیب مندی می‏اندازیم. این نشانه‏ها عبارتند از:

تردید در آموزه‏ها و اعتقادات مربوط به مهدویت

 

نشانه سلامت فرد در حوزه باورها و اعتقادات مهدویت، برخورداری از باور قلبی و عمیق به آموزه‏ها و معارفی است که در این حوزه دینی وارد شده است. چنان چه ثبات و پایداری در دین به قوت یقین وابسته است؛ ®ثبات الدین بقوة الیقین¯ این مسئله در مباحث مهدویت از جایگاه ویژه‏ای برخوردار است. اگر فرد در این گونه مباحث به تردید و سستی در یقین دچار شود، تزلزل در اعتقادات او نسبت به وجود مبارک امام زمان(عج) تزلزل ایجاد خواهد شد و این خود یکی از مسائل اختلال زا می‏باشد.

از این رو، نسلی که در اصل مباحث مهدویت دچار تردید و دودلی است، یک نسل آسیب‏پذیر می‏باشد. برای تعیین میزان آسیب‏پذیری جا دارد پژوهش میدانی گسترده‏ای در این زمینه به ویژه در رابطه با نسل جوان، صورت گیرد تا به صورت دقیق و علمی میزان برخورداری جوانان از اعتقادات عمیق و یقینی نسبت به مهدویت، مشخص گردد. این امر کمک می‏کند تا بتوانیم روشن‏تر و دقیق‏تر نظر دهیم که آیا نسل ما، در این زمینه یک نسل آسیب‏پذیر است یا از قوت یقین و ثبات عقیده برخوردار است. مشخص شدن این مسئله در برنامه ریزی آینده می‏تواند راهگشا باشد.

سستی در انجام تکالیف و وظایف، نسبت به امام زمان(عج)

 

یکی از شاخص‏هایی که می‏تواند نمایانگر سلامت یا بیمار بودن اندیشه جامعه نسبت به مهدویت باشد، مسئله اهتمام جدی افراد در انجام تکالیف و وظایفی است که یک فرد منتظر نسبت به امام زمان(عج) دارد. چرا که ولایت مداری مستلزم پای بندی به تکالیف انسان‏ها در قبال ولی امر می‏باشد.

از این‏رو همان‏طور که در بخش گذشته هم مطرح شد، باید با آمارگیری علمی و کارشناسانه مقدار پای بندی افراد نسبت به تکالیف و وظایف نسبت به ولی امر مشخص گردد. اگر آمار سستی در قبال این مسئله را نشان داد نمایانگر وجود آسیب مندی جامعه است. که باید برای آفت زدایی اقدام نمود.

نکته قابل توجه این است که بخشی از روایات وارده در حوزه معارف مهدویت مربوط به وظایف و تکالیفی است که یک مسلمان در عصر غیبت در قبال امام زمان(عج) دارد. متأسفانه این روایات کم‏تر مورد توجه و عمل شده که خود نشانه اهمال جامعه نسبت به این مهم است که نباید مورد غفلت قرار گیرد.

علل آسیب زا در مهدویت

علل آسیب زا در بحث مهدویت را، می‏توان به دو بخش علل مستقیم و علل غیرمستقیم تقسیم کرد. منظور از علل مستقیم، عللی است که مستقیما با مباحث این حوزه سروکار دارد مانند روش‏ها و محتوا.

علل غیرمستقیم عللی است که به ویژگی‏های شخصیتی یا به امور اجتماعی و پیرامونی فرد مربوط می‏شود. در این بخش ما به صورت مختصر و گذرا به علل آسیب زای غیرمستقیم می‏پردازیم و در ادامه بحث درباره علل مستقیم که همان روش‏ها و محتوا است، خواهیم پرداخت.

علل آسیب زای غیرمستقیم

یکی از مهم‏ترین عواملی که در نهادینه سازی فرهنگ مهدویت می‏تواند به صورت غیرمستقیم آسیب زا و اختلال‏آمیز باشد، عبارت است از: زمینه‏های شخصیتی و شخصی فرد که از آن جمله می‏توان به موارد زیر اشاره کرد.

عدم توجه به ایجاد شاخص‏ها و معیارهای لازم شخصیتی برای پذیرش فرهنگ مهدویت

پذیرش فرهنگ مهدویت و نهادینه سازی این فرهنگ نیازمند بستری مناسب و ظرفی مستعدبرای پذیرش این فرهنگ متعالی است و این بستر چیزی نیست جز ظرف وجودی فردی که قرار است دارای فرهنگ و تربیت مهدوی گردد. از جمله پیش‏نیازهای لازم، قبل از هرگونه فعالیت در زمینه گسترش این فرهنگ، ایجاد زمینه و ظرف مناسب برای پذیرش آن است. به بیان دیگر فرد، نخست باید از نظر شخصیتی مستعد و آماده پذیرش این پیام باشد.

به نظر می‏رسد برای ایجاد یک بستر مناسب و مستعد برای پذیرش پیام، قبل از هرگونه فعالیت مهدوی، باید به پرورش احساس‏های متعالی چون حس خداپرستی، اخلاقی، عاطفی و زیباخواهی پرداخت. در این صورت است که فرد از شاخص‏های لازم و زمینه مستعد برای پذیرش تربیت مهدوی برخوردار می‏گردد که ما در این بخش از نوشتار به کوتاهی به این مطلب می‏پردازیم:

1 . حس خداخواهی و عبودیت و بندگی

فرد اگر در مسیر عبودیت و بندگی خداوند قرار نگرفته باشد و عبد خدا نباشد، چطور باید از او انتظار پذیرش ولی خدا را داشته باشیم. پس، پیش از گسترش و نشر فرهنگ مهدویت، باید در ایجاد روحیه بندگی و عبودیت فعالیتی منسجم و اصولی صورت گیرد. طبیعی است وقتی ما بتوانیم روحیه تعبد را در متربی پرورش دهیم، در مرحله بعد می‏توانیم خیلی راحت با بهره‏گیری از این روحیه بلند، او را به سمت پذیرش ولی خدا سوق دهیم. و زمینه انس و ارتباط با مولا و در نهایت روحیه اطاعت و انقیاد از ولی خدا را در او پرورش دهیم. انسان اگر بنده خدا باشد، بدون چون و چرا مطیع اوامر الهی خواهد بود؛ چرا که بنده خدا، فردی آزاد از زنجیر عوامل قالب‏ساز و شکل دهنده محیط و اجتماع و فردی آگاه و آزاد از تخیلات، اوهام و آرزوهای بی‏اساس و دارای اندیشه و فهم واقع یاب می‏شود. فردی آزاد از اسارت فرهنگ‏ها و سنت‏های فرسوده و رها از چنگالِ لذت و الم خواهد بود و نهایتا آزاد از خودخواهی و خودکامگی، که وجود این ویژگی‏ها، زمینه ساز پذیرش ولی خدا و اطاعت و پیروی از او می‏باشد.

جانِ کلام آن که باید در زمینه ایجاد روحیه تعبد و آن هم تعبد برگرفته از تعقل، در جامعه فعالیت کرد؛ چرا که این نخستین گام اساسی و مهم در ایجاد بستری مناسب برای انجام فعالیت‏های مهدوی است. کسانی که در طول تاریخ از بندگی خدا برخوردار بودند و به معنای واقعی عبد بودند نه عابد، هیچ گونه مشکلی برای پذیرش ولی خدا نداشتند. از سوی دیگر، بررسی‏های تاریخی نشان می‏دهد کسانی زیر بار رهبری‏های الهی نرفتند که در زمینه عبودیت و بندگی دچار ضعف و سستی بودند.

بنابراین، بدون ایجاد روحیه تعبد و بندگی، هرگونه فعالیتی در زمینه ولایت مداری و پذیرش ولی امر بی‏نتیجه خواهد بود یا به نتیجه مطلوب نخواهد رسید. حرکت در مسیر عبودیت و بندگی، فرد را آراسته به شاخصه‏ای بسیار ارزشمند به نام تقوی می‏سازد. این شاخصه یکی دیگر از پیش زمینه‏های لازم و ضروری در گسترش فرهنگ مهدویت می‏باشد.

در زمینه تقوی و صیانت ذات، زیاد سخن گفته شده، ولی منظور ما از تقوی همان مطلبی است که علامه جعفری(ره) از آن به صیانت ذات تکاملی یاد می‏کند(3). منظور از این اصطلاح، تبدیل تدریجی ذات یا من طبیعی به ذات یا من تکاملی که این تبدیل با دو بال جذبه کمال و دفعِ نقص، صورت می‏گیرد. به این معنا که وقتی فرد در پی جذب کمال باشد، بهترین راه را برای رسیدن به کمال، تأسی به الگوهای کمال یافته و انسان‏های کامل می‏داند. او بر این باور است که باید دست خود را در دست امام زمان خود قرار دهد، تا او را به نقطه نهایی کمال همان ایصال الی المطلوب که شأن واقعی امام است، برساند. از این‏رو، خواهان یافتن وجود امام زمان خود می‏باشد و با شور و اشتیاق به دنبال اوست. ایجاد این زمینه موجب می‏گردد هرگونه معرفت مهدوی و هرگونه فعالیت برای نهادینه سازی آن، جایگاه خود را بیابد و در ظرف لازم قرار بگیرد.

پیروی از قرآن یکی دیگر از شاخص‏ها و ملاک‏هایی است که عبد خدا در مسیر عبودیت باید از آن برخوردار گردد که این بهره مندی از لوازم ضروری پذیرش فرهنگ مهدویت است. چرا که اگر فرد پیرو قرآن باشد، با توجه به وجود آیات مکرر در قرآن درباره ضرورت پیروی از اهل بیت، قطعا عمل به این آیات را هم خواهد پذیرفت. عمل به آیاتی چون ®اطعیوا الله و اطیعوا الرسول و اولی الامر منکم...¯ برای او امری واجب و ضروری خواهد بود. پس لازم است که در ابتدا فرد را شاگرد مطیع و منقاد مکتب قرآن تربیت کنیم. در قدم بعد، او خود عمل به آیاتی چون آیات ولایت را خواهد پذیرفت. از سوی دیگر، کسی که در اصل تبعیت و سرسپردگی به دستورات زندگی‏بخش قرآن دچار سهل انگاری، تزلزل و تردد است، این تردید و دودلی و سهل انگاری در عمل به قرآن، در میزان تبعیت او از ولایت هم تأثیر دارد.

از نشانه‏های دیگر آسیب‏مندی در دین و ولایت مداری، مسئله پایبند نبودن به هنجارهای اخلاقی است. به هر میزان که افراد در قبال هنجارهای اخلاقی سهل‏انگار و بی‏توجه باشند به همان میزان، تبعیت از امام معصوم علیه‏السلام کاهش می‏یابد. حوادث و جریانات تاریخی بیانگر رابطه‏ای مستقیم میان گردن نهادن به دستورات رهبر الهی و میزان پایبندی افراد به هنجارهای اخلاقی است.

2 . پرورش حس اخلاقی

در نظام تربیتی اسلام، وجود پیامبران و امامان معصوم، برای زمینه سازی برای تکامل و رشد معنوی انسان از جایگاه مهمی برخوردار است و اساسا هدف از بعثت انبیا به ویژه رسالت خاتم پیامبران صلی‏الله‏علیه‏و‏آله تکمیل فضایل اخلاقی و فراهم کردن تجهیزات این رشد و کمال بیان شده است.

شخصیت اخلاقی عنصر اساسی و جوهره اصلی وجود انسان را تشکیل می‏دهد و بدون اخلاق، آدمی شخصیت واقعی خود را باز نمی‏یابد. اخلاق در انسان، گرایش به فضایل اخلاقی را ایجاد و روح ملکوتی انسان را به اوج کمال می‏رساند.

انسانی که از نظر اخلاقی پرورش یافته و به فضایل و نیکی‏ها گرایش پیدا می‏کند، طبیعی است که عاشق و دلباخته انسان‏های بافضیلت و کمال می‏شود و به دنبال آنان می‏گردد، از این‏رو وقتی با شخصیت بلند و متعالی، انسان کاملی چون امام زمان(عج) مواجه می‏شود، عقربه‏های درون او به صورت ناخودآگاه به سوی امام کشیده می‏شود و بدون چون و چرا او را می‏پذیرد.

به همین دلیل باید پیش از معرفی شخصیت امام زمان(عج)، به پرورش اخلاقی فرد اقدام کرد. در این صورت او خود به سوی الگوها و اسوه‏های اخلاقی متمایل می‏شود و هر چه الگو کامل‏تر و متعالی‏تر باشد، گرایش درونی و مثبت‏تری نسبت به او پیدا کند. آن گاه در پرتو شخصیت این انسان کامل و انس و الفت با او و با محبت و عطوفت و احترام به شخصیت انسان کامل، در مسیر رشد، پویایی و تکامل اخلاقی خود گام‏های بلندتر و بزرگ‏تری را برمی‏دارد.

هرگاه اخلاق با زمینه فطری و عقلی که دارد رنگ عاطفی نیز به خود بگیرد و به صورت احساسی پاک درآید، این بهترین راه برای جذب جوانان به وجود مبارک امام زمان(عج) می‏شود. بنابراین، متولیان تعلیم و تربیت نباید از این اهرم مؤثر غافل باشند.

3 . پرورش عواطف

عاطفه از ماده ®عطف¯ به معنای گرایش و انعطافی است که از رهگذر ارتباط فرد با موجود مورد توجه خارج از وی برقرار می‏گردد و از آن به احساس نیز تعبیر می‏شود.

از نظر روان‏شناسان، پرورش عاطفی همواره امری مهم تلقی شده است. هم‏چنان که آیات، روایات و مباحث تربیتی اسلام نیز آن را مورد توجه کامل و دقیق قرار داده و رهنمودهای ارزشمندی در این‏باره ارائه داده‏اند.

تربیت عاطفی، به معنای هدایت و کنترل عواطف و احساسات و شکوفاسازی و بهره‏گیری به موقع از آن‏ها برای رسیدن به امر مطلوب؛ یعنی خیر و سعادت انسان است. نقش عاطفه در عمل از عوامل و انگیزه‏های دیگر نیرومندتر است و باید همواره تحت کنترل و پرورش ویژه قرار گیرد.

به هرحال، با پرورش درست عواطف، از تربیت عاطفی می‏توان به عنوان یک عامل بسیار قوی و انگیزه‏ای نیرومند، برای ایجاد ارتباط عاطفی میان متربی با امام زمان(عج) بهره جست.

با استفاده از حس عاطفی می‏توان نگرشی مثبت نسبت به امام عصر(عج) پدید آورد. وقتی نگرش ایجاد شد، در پی آن حتما تغییر رفتار خواهد بود؛ به‏ویژه در نوجوانان و جوانانی که در مرحله شکوفایی احساسات و شکل‏گیری شخصیت هستند. اگر این احساسات به سوی مهدویت هدایت شود و احساسات و عواطف پاک و معصومانه آنان متوجه وجود مقدس امام زمان(عج) گردد، مطمئنا مهم‏ترین گام تربیتی برداشته شده است.

برای این کار باید مبلغان و متولیان تعلیم و تربیت با راهکارهای شکوفایی عواطف و احساسات و هم‏چنین راه‏های تربیت عاطفی و چگونگی کنترل و هدایت آن آشنا باشند تا بتوانند از این انگیزه بسیار مهم و قوی برای تربیت مهدوی بهره برداری کنند. البته این مسئله مهارت و دقت افزونی را طلب می‏کند.

از جمله راهکارها و راهبردهایی که می‏توانیم برای پرورش حس عواطف نوجوانان و کنترل و جهت دهی آن به کار گیریم عبارتند از:

1 . احترام به شخصیت جوان

2 . مسالمت و مدارا

3 . اغماض و چشم پوشی

4 . برخورد مهرآمیز

5 . تشویق و ترغیب جوانان به پاکی

6 . بها دادن به اظهارنظر آنان

7 . دادن مسئولیت‏های مناسب

8 . ارزش گذاری به شخصیت معنوی جوان

این راهکارها اگر مورد توجه مربیان و مبلغان مهدویت قرار گیرد، در مجموع موجب پرورش حس عاطفی آنان می‏شود و نهایتا زمینه و بستر لازم شخصیتی را برای پذیرش مهدویت در فرد ایجاد می‏کند. عواملی چون ایمان قوی و ذوب شدن در محبت خداوند و عشق به سعادت ابدی از عواملی هستند که می‏توان به وسیله آن‏ها انسان‏ها را کنترل کرد.

4 . پرورش حس زیبایی

حس زیبائی و زیبایی‏خواهی از جمله گرایش‏ها و احساسات متعالی انسان است که در مطالعات علمی و روان‏شناسی مورد توجه قرار گرفته است.

برخی از احساسات متعالی مانند حس زیبایی از جلوه‏های گوهر اصلی انسان است که منشأ بروز کمالات و ارزش‏های انسانی و الهی می‏گردند. زیبایی و زیبادوستی ابعاد و جلوه‏های گوناگونی دارد، ولی آن چه که در این بخش از نوشتار، مورد توجه ما می‏باشد، زیبایی معنویِ خداجویی، کرامت و عزت، عفاف و استغنا، شجاعت، عدالت، ایثار و انسان دوستی است. این‏ها از عوامل جذب دل‏های وارسته و آزاده به سوی الگوهای متعالی چون وجود ارزشمند ولی عصر(عج) می‏باشد.

اگر حس زیبایی و زیبادوستی در نوجوانان و جوانان پرورش یابد، به هر آن‏چه زیباست گرایش پیدا می‏کنند و عقربه وجود آنان به صورت خودکار به سوی زیباییهای معنوی وجود ولی خدا حرکت می‏کند و علاقه‏مند به پیوند عاطفی و روحی با امام می‏گردند. چرا که از ویژگی‏های اسوه‏های ربانی، برخورداری آنان از فضایل و جمال معنوی است که موجب می‏گردد از شخصیتی پرجاذبه برخوردار شوند و قلوب انسان‏ها را همچون آهن ربایی قوی به سوی خود متمایل کنند.

پس یکی دیگر از پیش زمینه‏های شخصیتی لازم برای جلب توجه جوانان و نوجوانان به سوی امام زمان(عج) توجه به پرورش حس مذهبی به ویژه حس زیباییهای معنوی است.

برای پرورش زیبایی‏های معنوی در راستای تربیت مهدوی می‏توان از راهکارهای زیر بهره جست:

1 ـ تذکر آثار وجودی امام زمان(عج) و نعمت وجود امام برای جامعه انسانی.

2 ـ صحبت درباره محبت بی‏دریغ امام نسبت به امت، که در روایات ما از توجه امام زمان(عج) حتی در عصر غیبت نسبت به امت، زیاد سخن به میان آمده است و جا دارد نمونه‏هایی که حکایت از اوج رأفت و رحمت امام نسبت به امت است، بیان گردد.

3 ـ معرفی امام به عنوان مظهری از مظاهر جمال و کمال الهی.

4 ـ معرفی جلوه‏های گوناگون زندگی حضرت مانند علم، حکمت، محبت، عزت و... به ویژه توجه به ویژگی‏هایی که شور و عشق در وجود فرد می‏آفریند.

مهمترین و مؤثرترین راه برای پرورش حس معنوی، توجه دادن به کمالات اخلاقی امام زمان(عج) است.برای نمونه می‏توان به روایتی از حضرت رضا علیه‏السلام اشاره کرد که فرموده است:

مهدی(عج) داناترین، بردبارترین و پرهیزکارترین مردمان است و از همه انسان‏ها بخشنده‏تر و شجاع‏تر و عابدتر است.(4)

علل مستقیم آسیب زا در گسترش فرهنگ مهدویت

در بخش گذشته، نگاهی گذرا و اجمالی به عوامل غیرمستقیم ولی تأثیرگذار در پذیرش فرهنگ مهدویت و گسترش آن داشتیم.

در این بخش از نوشتار، درصدد پرداختن به عواملی هستیم که به طور مستقیم در میزان توفیق متولیان نشر و تبیین فرهنگ مهدویت، تأثیرگذار است. این عوامل را در دو بخش روش‏ها و محتوا بررسی می‏کنیم.

1 ـ روش‏های آسیب زا

بخشی از آسیب‏های وارده در مباحث دینی از جمله بحث مهدویت، برمی‏گردد به روش‏های انتقال پیام که به صورت مستقیم در میزان نهادینه سازی ارزش‏ها می‏تواند تأثیرگذار باشد. در این بخش از مقاله به برخی از روش‏های آسیب‏زا در این حوزه پرداخته می‏شود:

1 . 1 ضعف و ناکارآمدی روش‏ها در کانون‏های دینی

یکی از عوامل مهم آسیب زا در حوزه فعالیت‏های مهدویت، ضعف و ناکارآمدی کانون‏های دینی و مذهبی است. این ضعف به ویژه در بخش صلاحیت‏های عاطفی و مهارتی، به اتخاذ روش‏های نامناسب در تبلیغ مهدویت منجر می‏شود.

آیا به راستی کانون‏های دینی از آمادگی لازم شناختی، مهارتی و عاطفی برای تبیین این فرهنگ به گونه‏ای مطلوب برخوردارند و آیا در این بیست و چند سال که همه امکانات فرهنگی کشور در اختیار کانون‏ها قرار گرفته است این کانون‏ها توانسته‏اند، متناسب با شرایط رشدی و عاطفی و با ادبیات نوجوان و جوان برای ارتقای بینش و معرفت مهدوی نوجوانان و جوانان و ایجاد روحیه انتظار در آنان گامی مؤثر و کارشناسانه و هماهنگ بردارند؟

از میان مراکز پژوهشی متعدد در عرصه گسترش معارف دینی، چند درصد از پژوهش‏ها در عرصه مهدویت و چگونگی ارائه این فرهنگ اختصاص یافته است؟ اصولاً آیا این‏گونه مراکز و کانون‏ها دغدغه شناخت، گردآوری و پاسخ‏گویی روشمند و اصولی به شبهات نسل جوان در این زمینه را داشته‏اند؟

جا دارد که پژوهش و تحقیق، در راستای میزان فعالیت و کارآمدی کانون‏ها در حوزه مهدویت صورت گیرد. آن وقت آمار، گویای بسیاری از حقایق می‏گردد.

به نظر می‏رسد از جمله پرسش‏های اساسی که درباره فعالیت کانون‏ها بعد از انقلاب باید بدان پاسخ داده شود، عبارتند از:

چه آموزشهایی برای ارتقای سطح معرفتی جامعه در زمینه مهدویت داشته‏اند؟

برای انجا

/ 0 نظر / 5 بازدید